......لبخندهای خاکی......

معاون دوم «ابوبکر البغدادی» سرکرده گروه تروریستی ـ تکفیری داعش در حملات هوایی ارتش عراق در استان الانبار به هلاکت رسید.

معاون دوم «البغدادی» سرکرده گروه تروریستی داعش در حملات هوایی ارتش عراق به هلاکت رسید.
شبکه های خبری ماهواره ای لحظاتی پیش در خبری فوری به نقل از منبع اطلاع رسانی جنگ عراق از هلاکت معاون دوم سرکرده داعش خبر داد.
بر اساس این خبر، «عاصی علی ناصر» معاون دوم ابوبکر بغدادی سرکرده داعش در حملات هوایی ارتش عراق به هلاکت رسیده است.
به گفته این منبع ارتش عراق در حمله هوایی به منطقه "پروانه" واقع در شهر "حدیثه" واقع در غرب استان الانبار هلاکت رسیده است.
«عاصی علی ناصر» مدتها پیش از زندان "ابوغریب" فرار کرده بود.
گفتنی است در 21 آذرماه سال جاری نیز وزارت کشور عراق از زخمی شدن معاون اول البغدادی و هلاکت بیش از 15 تروریست برجسته عضو داعش در پی عملیات ویژه اطلاعاتی و حمله هوایی به مقر آنان در منطقه الجزیره در مرز عراق و سوریه خبر داد.
أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة
علي بن أبي طالب أن رسول
الله قال: «أبوبكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة وما خلا النبيين والمرسلين»
اين
روايت در بسياري از كتابهاي اهل سنت ؛ از جمله : مسند احمد بن حنبل ، سنن ابن ماجه
قزويني ، سنن ترمذي ، مجمع الزوائد هيثمي و... نقل شده است ؛ ولي بخاري و مسلم از
نقل آن خوددراي كردهاند كه اين خود ميتواند يكي از دلائل ضعف آن باشد ؛ چرا كه
اهل سنت بسياري از رواياتي را كه در فضائل و امامت امام علي عليه السلام نقل شده ،
به اين دليل كه بخاري و مسلم آن را نياوردهاند ، رد ميكنند .
اين روايت از
نظر سندي نيز اشكالاتي دارد :
هيثمي بعد از نقل حديث ميگويد :
رواه
البزار والطبراني في الأوسط وفيه على ابن عابس وهو ضعيف .
مجمع الزوائد ،
الهيثمي ، ج9 ، ص53 .
اين روايت را بزاز و طبراني نقل كردهاند كه در سلسله
سند آن علي بن عابس وجود دارد و او ضعيف است .
و نيز بعد از نقل روايت ديگر
در همين زمينه ، ميگويد :
[فيه] عبد الرحمن ابن ملك بن مغول ، قلت وهو
متروك .
بزاز ، آن را از عبيد الله بن عمر نقل كرده است ، در سند آن عبد
الرحمن بن ملك بن مغول است و او متروك است .
و نيز ابن جوزي ، يكي ديگر از
بزرگان اهل سنت ، اين روايت را در كتاب الموضوعات آورده و بعد از آن مِيگويد
:
هذا حديث موضوع على رسول اللّه ( صلى اللّه عليه وسلم.
الموضوعات ،
ج1 ، ص318 .
اين روايتي است جعلي كه آن را به پيامبر (صلي الله عليه وآله
وسلم) نسبت دادهاند .
صرف نظر از بحث سندي ، حتي اگر اين روايت صحيح نيز
باشد ، نميتوان آن را پذيرفت ؛ چرا كه سازنده و جاعل آن اين مطلب را فراموش كرده
است كه تمامي بهشتيان هنگام ورود به بهشت ، جواني خود را به دست ميآورند و كسي در
سن پيري وارد بهشت نخواهد شد ؛ چنانچه امام جواد عليه السلام در مناظرهاي كه با
يحيي بن اكثم داشتند ، از اين روايت اين گونه جواب دادهاند :
وَ هَذَا
الْخَبَرُ مُحَالٌ أَيْضاً لِأَنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ كُلَّهُمْ يَكُونُونَ
شُبَّاناً وَ لَا يَكُونُ فِيهِمْ كَهْلٌ وَ هَذَا الْخَبَرُ وَضَعَهُ بَنُو
أُمَيَّةَ لِمُضَادَّةِ الْخَبَرِ الَّذِي قَالَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه
وآله وسلم) فِي الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ (عليهما السلام) بِأَنَّهُمَا سَيِّدَا
شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة .
الاحتجاج ، الشيخ الطبرسي ، ج 2 ، ص 246 – 247
.
محال است كه پيامبر چنين سخني فرموده باشد ؛ زيرا كه بهشتيان همگي جوان
هستند و اصلاً در ميان آنها كسي كه در سن پيري باشد ، وجود ندارد . اين روايت را
بنو اميّه وضع كردند در مقابل روايتي كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) در حق
امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرمود :
امام حسن و امام حسين عليهما
السلام ، دو آقاي جوانان اهل بهشت هستند .
و جالب اين است كه معمولاً بني
اميه وقتي ميخواستند روايتي را در فضائل خلفا جعل كنند ، تلاش ميكردند آن را از
زبان اهل بيت عليهم السلام نقل كنند . اين روايت را نيز از زبان امير المؤمنين عليه
السلام نقل كردهاند .
از طرف ديگر ، اين روايت با بسياري از روايات كه حتي
ميتوان در باره آنها ادعاي تواتر كرد ، در تضاد است ؛ زيرا در اين روايات پيامبر
اسلام صلي الله عليه وآله وسلم ميفرمايد كه اهل بهشت همگي وقتي وارد بهشت ميشوند
، در هيأت انسانهاي سي ساله هستند .
سيوطي ، مفسر معروف اهل سنت در الدر
المنثور مينويسد :
وأخرج ابن أبي شيبة وأحمد وابن أبي الدنيا في صفة الجنة
والطبراني في الكبير عن أبي هريرة قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم يدخل أهل
الجنة الجنة جردا مردا بيضا جعادا مكحلين أبناء ثلاث وثلاثين .
الدر المنثور
، جلال الدين السيوطي ، ج 1 ، ص 48 .
رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم
فرمودند : اهل بهشت ، داخل بهشت ميشوند ؛ در حالي كه عريان هستند ، بدن شان بيمو
، صورتشان نوراني ، موي سرشان پيچيده و چشمهايشان سرمه كشيده و همه آن سي و سه
ساله هستند .
و ترمذي در سنن خود مينويسد :
عن معاذ بن جبل أن النبي
صلى الله عليه وسلم قال " يدخل أهل الجنة الجنة جردا مردا مكحلين أبناء ثلاثين أو
ثلاث وثلاثين سنة .
سنن الترمذي ، ج4 ، ص88 .
و هيثمي در مجمع
الزوائد مينويسد :
وعن أنس بن مالك قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم
يدخل أهل الجنة الجنة جردا مردا مكحلين . رواه الطبراني في الأوسط واسناده جيد
.
مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج 10 ، ص 398 – 399 .
با اين حال چگونه
ميشود كه ابوبكر و عمر ، سيد شيوخ اهل بهشت باشد ، وقتي هيچ پيرمردي در بهشت نيست
؟!
گاهي وقت ها اهل سنت فضايلي را براي برخي اصحاب مي
شمارند که معلوم نيست توسط چه کساني جعل و پرداخته شده اند. يکي از اين داستان هاي
ساختگي قضيه غار است که مي گويند ابوبکر در شبي که پيامبر از مکه به مدينه هجرت
کرده اند با پيامبر درون غار رفته است. و آيه 40 سوره توبه را به ابي بکر نسبت مي
دهند. و مي گويند يکي از آن دو نفري که درون غار بوده ابي بکر است. شدت تبليغات و
تعصب روي اين قضيه چنان تاثيري بر برخي از آن ها گذاشته که اين را دليلي بر افضليت
ابي بکر بر ديگر اصحاب و حتي جانشيني پيامبر مي دانند.
اما با تحقيقي که
استاد محترم جناب نجاح الطايي در کتاب «صاحب الغار ابي بکر ام رجل آخر؟» انجام داده
است ثابت کرده که اين هم يکي ديگر از افسانه هايي است که در فضيلت ابي بکر ساخته
شده است. که در اين مقاله به برخي از اين دلايل اشاره شده است. البته ما در اين جا
اشاره اي به نفر دوم که همراه پيامبر وارد غار شده اشاره نمي کنيم و خوانندگان
محترم را به اين کتاب ارجاع مي دهيم.
1-پيامبر(ص) در طول حياتشان نفرمودند
که ابوبکر با من درون غار بوده است:
بالاخره پيامبر به عنوان يکي از آن دو
نفر که در غار بودند بايد جايي به اين مطلب اذعان مي فرمود که من و ابوبکر با هم
وارد غار شديم اما هرگز چنين چيزي وجود ندارد. چرا؟؟؟2-ابي بکر هم در طول حياتش
نگفته که من با پيامبر به غار رفته ام:
آن چه مسلم است اين است که بالاخره
يا پيامبر و يا ابي بکر که با هم در آن شب تاريک هجرت کرده اند بايد بعدها بگويند و
از خاطرات آن شب ديگر صحابه را آگاه کنند اما مي بينيم که نه پيامبر به چنين مطلبي
اعتراف داشته و نه خود ابي بکر چنين چيزي بيان کرده است. چرا؟ جز اين است که به
جعلي بودن اين قضيه پي مي بريم.3-فرزندان ابي بکر هم نگفته اند که پدر ما با پيامبر
درون غار رفته است:
و جالب تر اين که فرزندان ابي بکر هم چنين قضيه اي را
بيان نکرده اند و معلوم نيست که اين قضيه را چه کساني درست کرده و در امت اسلام پخش
کرده اند. اما آن چه مسلم است اين است که بعد از شهادت پيامبر بايد چنين وقايعي
ساخته شده با شد چرا که اسباب جعل فضيلت براي صحابه فراهم بوده است.4- کفار و
مشرکين مکه هم به همراهي ابوبکر با پيامبر اعتراف نکرده اند:
به خصوص آنکه
بلاذري در کتاب خودش روايت صحيحي را نقل کرده است که:
کرز قيافه شناس که
تعقيب کنندگان را تا غار رسانده است آثار قدم پيامبر را در جلوي غار مشاهده کرده
ولي او و عبدالعزي فرزند ابوبکر اثر قدم ابوبکر را در نزديکي غار نديده
اند.
اين روايت را راوندي هم تاييد کرده است.
فتوح البلدان ج 1 ص
64.حال علماي سني بايد روشن کنند چه کسي گفته ابي بکر با پيامبر صلي الله عليه و
آله درون غار رفته است که عالم اسلام را پر از سر و صداي آن کرده اند؟؟؟
به
خصوص آن که:5-ابوبکر با عمر هجرت کرده بود نه با پيامبر(ص):
درکتاب بخاري
آمده است که:ابوبکر و عمر و سالم غلام ابي حذيفه وابوسلمه و زيد وعامربن ربيعه
ازمکه به مدينه مهاجرت کردند و در راه نماز جماعت را به امامت سالم
خواندند.
متن حديث اول:حدثنا عثمان بن صالح: حدثنا عبدالله بن وهب: اخبرني
ابن جريج: ان نافعآ اخبره: ان ابن عمر رضي الله عنهما اخبره قال:کان سالم مولي ابي
حذيفه يوم المهاجرين الاولين و اصحاب النبي(ص) في مسجد قبا، فيهم ابوبکروعمر و ابو
سلمه و زيد و عامر بن ربيعه.
ترجمه: سالم غلام ابي حذيفه – روزي که مهاجرين
هجرت کردند – و اصحاب پيامبر در مسجد قبا بودند که در ميان آن ها ابي بکر و عمر و
ابوسلمه و زيد و عامر بن ربيعه بود.
صحيح بخاري رقم 7175 باب استقضائ
الموالي و استعمالهم .متن حديث دوم:
حدثنا: ابراهيم بن المنذر قال: حدثنا
انس بن عياض، عن عبيد الله، عن نافع، عن ابن عمر قال: لما قدم المهاجرين الاولون
العصبه- موضع بقبا- قبل مقدم رسول الله (ص) کان يومهم سالم مولي ابي حذيفه، وکان
اکثرهم قرآنآ
ترجمه:هنگامي که اولين مهاجرين رسيدند به عصبه – موضعي در مسجد
قبا – قبل از آن که رسول خدا بيايند سالم غلام ابي حذيفه ( بر اصحاب ) امام شد چرا
که او از همه بيشتر قرآن را بلد بود. ))
صحيح بخاري رقم 692.توضيح دو حديث
بالا:
اگر با ديد منصفانه اي نگاه کنيم مي بينيم که حديث 692 و حديث
7175:
1-هر دو از نافع از ابن عمر هستند.
2-هر دو اشاره به امامت
سالم غلام ابي حذيفه دارند.
3-هر دو در يک مسجد و آن هم مسجد قبا
هستند.
4-مامومين هم در هر دو حديث که به سالم اقتدا کرده اند مهاجرين اولين
را دارند که ابوبکر هم
( طبق حديث 7175 ) در ميان آن
هاست.
نتيجه:
حديث 7175 مکمل حديث 692 است. که نام تعداد بيشتري از
افراد را ذکرکرده است و هرگز به بعد از هجرت ارتباط ندارد. و به راستي چگونه بعد از
هجرت سالم امام مهاجرين و اصحاب در مسجد قبا باشد در حالي که پيامبر آنجاست. از اين
دو حديث فهميده مي شود که ابن عمر اولي را زماني بيان کرده که هنوز مسجد قبا ساخته
نشده و در آن لفظ موضع بقبا را بيان کرده است. و حديث دوم را زماني بيان کرده که
مسجد را ساخته بودند و او هم گفته
در همين جا يعني (في مسجد قبا ) آن نماز
جماعت اتفاق افتاده است.6-اصلا آيه قرآني در شان ابي بکر نازل نشده است:
با
اين که سني ها خيلي متعصبانه روي داستان غار تکيه دارند و آيه40 سوره توبه معروف به
آيه غار را به ابي بکر نسبت مي دهند اما مي بينيم که مادرشان عايشه چنين مطلبي را
انکار کرده است. از عايشه نقل شده است که گفت:هرگز در مورد ما ( خانواده ) قرآني
نازل نشده است.
1-بخاري ج 6 ص 42 چاپ دارالفکر بيروت.
2- تاريخ ابن
اثير ج 3 ص 199.
3-البدايه و النهايه ج 8 ص 96.و پر واضح است دارد اين مطلب
را تاييد مي کند که در شان و منزلت خانواده اش ( ابوبکر و . . . ) آيه قرآني نازل
نشده است. چرا که اگر منظور از (( ما )) در اين گفته، او و پيامبر و . . . باشد که
حرفش غلط است. زيرا خدا در قرآن پيامبرش را ستوده است. و آيه هايي نازل کرده است.
اگر منظور به عنوان يکي از همسران پيامبر گفته باشد که باز غلط است چرا که خدا در
قرآن گروه همسران را مورد خطاب قرار داده است. و آيه هايي براي آن ها نازل کرده
است. چه به صورت دستوري و يا هر نوع ديگر. پس معلوم مي شود که منظور او از (( ما ))
خانواده اش است و آن هم از حالت گفتار پيداست که منظورش اين است که در شان و منزلت
آن ها آيه اي نازل نشده نه در مورد مطاعنشان. چرا که اين عبارت را در مسجد و جلوي
همه اصحاب بيان کرده و هيچ کس هم انکار نکرده است.
7-پسر ابي بکر جزء تعقيب
کنندگان پيامبر بود و در خانه ابي بکر همراه ابي بکر بود:
عبد الرحمان پسر
ابوبکر که عبد العزي هم ناميده مي شد يک فرد کافر معاند و محارب اسلام بود حتي در
جنگ بدر هم در صفوف کافران بود.(تاريخ ابن عساکر ج 13 ص 280.) وي در خانه ابوبکر
زندگي ميکرد و در آن روزها که مرد بالغي بود جزء مشرکيني بود که پيامبر خدا را
تعقيب مي کردند.(مختصرتاريخ دمشق ابن منظور ترجمه عبدالرحمان ابن ابي بکر و نيز اسد
الغابه شرح حال وي.)
سوال: طبق داستان غار که اهل سنت مي گويند پيامبر آن
روز به خانه ابوبکر رفته و با او وعده گذاشته است. چگونه با وجود عبدالرحمان (عبد
العزي ) چنين قضيه اي امکان دارد؟؟؟
سوال:
چرا علماي شيعه در کتاب
هاي خود چنين قضيه اي را در ظاهر پذيرفته اند و نوشته اند؟؟
در جواب بايد
گفت: شيعه از حق پيروي مي کند و جز فقه و احکام در هيچ مقوله ديگري از کسي تقليد
نمي کند مباحث اعتقادي و تاريخي در اين مکتب بايد تحقيقي پذيرفته شوند. و به صرف
تقليد از علما و . . . هيچ مبحث تاريخي امکان وجود پيدا نمي کند. و مباحث فقهي و
احکام فروع دين در تشيع تقليدي هستند. اين داستان که يک قضيه تاريخي است اصلا
ارتباطي به دين و مذهب ندارد و بايد با تحقيق صحت آن بررسي شود.
اما اگر
علماي شيعه اين حرف را زده اند بدليل شدت تبليغات اهل سنت بوده و (( الا آنان چنين
قضيه اي را ثابت نکرده اند و موضوع اعتقادي قرار نداده اند. يا بر روي آن فتوي صادر
نکرده اند و سندي براي آن ذکر نکرده اند. و مطالب بدون دليل و سند که با قرآن هم
مغاير باشد در مکتب شيعه جايگاهش معلوم است. ولي براي رد حرفهاي اهل سنت و بدليل
کثرت گفته هاي آن ها نقل کرده اند در عين اينکه فضيلت بودن آن را انکار کرده اند و
بر اساس اصول ديني آن را هرگز فضيلتي براي ابوبکر نمي دانستند. و واضح است مطلبي که
اين گونه بدون سند و درستي در کتاب ها نقل شود از اعتبار خارج است. و ممکن است هم
خلاف آن بعدها ثابت شود. اما همان گونه که گفتيم بدليل غير مذهبي بودن قضيه و
تاريخي بودن آن نقل آن در کتاب هاي شيعه ضرري به مکتب شيعه نمي زند و در عين حال
برتري براي عقيده اهل سنت بوجود نمي آورد. چرا که بدون سند و صرف بيان گفتاري بدون
تحقيق است.اما اگر نگاهي به فضايل اميرالمومنين(عليه السلام) بکنيم - که شيعه
اينقدر به آن ها اهميت مي دهد - همه به اين خاطر است که از زبان مبارک پيامبر(صلي
الله عليه و آله) نقل شده و با اسناد محکم و دلايل قطعي بدست ما رسيده
است.
این مطلب در کتاب صحیح بخاری - چاپ دار ابن کثیر - کتاب مواقیت الصلاة - باب فضل صلاة العصر - صفحه ۱۴۳ - حدیث ۵۵۴ موجود می باشد.
تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۱۴۳ و حدیث ۵۵۴ کتاب صحیح بخاری می باشد.
( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )
ترجمه حدیث : جیس بن قریر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت می کند که فرمودند : همراه رسول الله بودیم پس نظاره کرد به ماه سپس فرمود همانا شما خدا را در قیامت خواهید دید همانگونه که این ماه را می بینید.
یکی دیگر از معتبرترین کتاب مخالفین صحیح مسلم روایت دیگری را از جسمانیت خداوند نقل می کند که در این قسمت به بیان آن می پردازیم.
صحیح مسلم - چاپ بیت الافکار الدولیة - کتاب الجنة و صفة نعیمها و اهلها - باب النار یدخلها الجابرون و الجنة یدخلها الضعفاء - صفحه ۱۱۴۳ - حدیث ۲۸۴۸ موجود می باشد.
تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۱۱۴۳ و حدیث ۲۸۴۸ کتاب صحیح مسلم می باشد.
( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )
ترجمه حدیث : از انس بن مالک روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : در روز قیامت اهل جهنم به آتش انداخته می شود. جهنم می گوید بازهم هست؟ پس خداوند پای خود را بر آن می گذارد جهنم می گوید بس است بس است به عزتت بس است.
همچنین بخاری در صحیح خود چاپ دار ابن کثیر - کتاب التجهد - باب الدعاء و الصلاة من آخر اللیل - صفحه ۲۷۷ - حدیث ۱۱۴۵ روایت می کند که :
تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۲۷۷ و حدیث ۱۱۴۵ کتاب صحیح بخاری می باشد.
( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )
ترجمه حدیث : از ابی هریرة روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : به درستیکه خداوند هر شب بر آسمان دنیا می آید و می گوید : کیست که مرا بخواند تا او را استجابت کنم ، کیست که از من بخواهد تا به او عطا کنم ، کیست که استغفار کند تا من او را ببخشم.
بسیاری از کتب دیگر جماعت مخالفین به بیان جسمانیت خداوند پرداخته اند که ما به بررسی مهمترین کتب مخالفین پرداختیم و حجت بر اهل تسنن تمام است.
در قسمت اول این پست از معتبرترین کتب خود مخالفین ثابت شد که آنها معتقد به جسمانیت خداوند متعال می باشند.
همچنین خداوند در قرآن کریم می فرماید :
۱ ـ سوره شوری آیه ۱۱ : فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ( آفریننده آسمان ها و زمین است. از خودتان برایتان جفت هایی قرار داد، و از چهارپایان هم جفت هایی آفرید. شما را با این [تدبیر حکیمانه] زیاد می کند. هیچ چیزی مانند او نیست و او شنوا و بیناست. )
۲ ـ سوره انعام آیه ۱۰۳ : لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ( چشم ها او را در نمی یابند، ولی او چشم ها را درمی یابد، و او لطیف و آگاه است. )
پس طبق آیات قرآن کریم ثابت شد که خداوند جسم نیست و هیچ چیزی نمی تواند او را ببیند و فقط خداوند است که مخلوقات خود را رویت می کند.
در این قسمت شما می توانید کلیپ علمای اهل تسنن که به ظاهر عالم می باشند را دانلود نمایید و ببینید که علمای این جماعت نیز این عقیده را دارند که خداوند متعال را می توان دید.
دانلود کلیپ اول ( شیخ صالح بن عواد )
احادیث و روایات لطمه زنی در مصائب سید الشهدا
۱-
قال الصادق علیه السلام : ولقد شققن الجیوب و لطمن الخدود الفاطمیات علی الحسین بن علی علیه السلام و علی مثله تلطم الخدود وتشق الجیوب.امام صادق علیه السلام میفرمایند:همانا گریبان دریدند وبر گونه ها لطمه زدند فاطمیات(دختران زهرا علیها السلام)بر حسین بن علی علیه السلام وبر مثل چنین بزرگمردی باید لطمه زد و گریبان درید. (تهذیب الاحکام جلد ۸ صفحه ۳۲۵ و بحار الانوار ج82 ص 106 و عوالی اللالی ج3 ص 409)
۱_ فى زیارة الناحیة:فَلَمَّا رَأَیْنَ النِّسَاءُ جَوَادَکَ مَخْزِیّاً وَ أَبْصَرْنَ سَرْجَکَ مَلْوِیّاً بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ لِلشُّعُورِ نَاشِرَاتٍ وَ لِلْخُدُودِ لَاطِمَاتٍ وَ لِلْوُجُوهِ سَافِرَاتٍ وَ بِالْعَوِیلِ دَاعِیَات
ترجمه محتوایی:وقتی که زنان آل الله اسب امام حسین علیه السلام را دیدند در حالیکه زین واژگون بود از خیمه ها بیرون دویدند در حالیکه به سر و صورت میزدند...
زیارت ناحیه مقدسه از لسان مبارک امام زمان (عج)
دلیل بر جواز لطمه زدن علاوه بر حدیث بالا فرموده حضرت بقیه الله (عج) است که در زیارت معروفه از حال زن های معظمات فاطمیات و مجللات علویات حکایتی فرموده : ((لاطمات الوجوه)) بحار الانوار ج101 ص 322 و نیز در همان زیارت فرمودند: (( و اقیمت لک الماتم فی علیین و لطمت علیک الحور عین)) بحار الانوار ج 98 ص 322
و مورد تایید است فرمایش جناب سکینه خاتون(س)،خواب خود را که دیده بود و آن را برای یزید پلید نقل نمود . از جمله آن حکایت لطمه زدن حضرت زهرا (سلام علیها) بوده که : ((فلطمت علی وجهها و نادت وا ولداه )) لهوف ص198 بحار الانوار ج 45 ص 147
قالَ رَسُولُ اللَّهِصلى الله وعلیه وآله یا فاطِمَةُ! کُلُّ عَیْنٍ باکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیامَةِ إِلّا عَیْنٌ بَکَتْ عَلى مُصابِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّها ضاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعیمِ الْجَنَّةِ؛ پیامبر اکرمصلى الله وعلیه وآله فرمود: فاطمه جان! روز قیامت هر چشمى گریان است، مگر چشمى که در مصیبت و عزاى حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهاى بهشتى مژده داده مىشود«.
{P . بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۹۳٫ P}
قالَ الرِّضاعلیهالسلام: یا ابْنَ شَبیب! إِنْ کُنْتَ باکِیاً لِشَىْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِىّ بْنِ اَبِى طالِبٍعلیهالسلام فَإنَّهُ ذُبِحَ کَما یُذْبَحُ الْکَبْشُ؛ امام رضاعلیهالسلام به »ریّان بن شبیب« فرمود: اى پسر شبیب! اگر بر چیزى گریه مىکنى، بر حسین بن على بن ابى طالبعلیهماالسلام گریه کن، چرا که او را مانند گوسفند سر بریدند«.
{P . بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۶٫ P}
قالَ الرِّضاعلیهالسلام: یَابْنَ شَبیبِ! إِنْ بَکِیَت عَلَى الْحُسَیْنِعلیهالسلام حَتّى تَصِیرَ دُمُوعُکَ عَلى خَدَّیْکَ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِیراً کانَ أَوْ کَبِیراً قَلِیلاً کانَ أَوْ کَثِیراً؛ امام رضاعلیهالسلام فرمود: اى پسر شبیب! اگر بر حسینعلیهالسلام، آن قدر گریه کنى که اشکهایت بر چهرهات جارى شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شدهاى مىآمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد«.
{P . امالى صدوق، ص ۱۱۲٫ P}
۲- قال الصادق علیه السلام:کل الجزع والبکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین علیه السلام
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:هر گونه جزع و گریه کردن مکروه است مگر جزع و بی تابی برای حسین علیه السلام.
3- در معنای جزع: جابرعَنْ أَبِی جَعْفَرٍعلیه السلام قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا الْجَزَعُ قَالَ أَشَدُّ الْجَزَعِ الصُّرَاخُ بِالْوَیْلِ وَ الْعَوِیلِ وَ لَطْمُ الْوَجْهِ وَ الصَّدْرِ وَ جَزُّ الشَّعْرِ مِن النَّوَاصِی
روایت شده از جابر که گوید به امام باقرعلیه السلام گفتم :جزع یعنی چه؟حضرت فرمودند:شدید ترین جزع فریاد زدن بویل و بلند گریه کردن و فریاد زدن و بر سر و صورت زدن و کندن موهای پیشانی است.
وسائل الشیعه ج3ص282و بحار الأنوار، ج98، ص: ۲۴۰ الکافی، ج3، ص: ۲۲۳
واقیمت لک الماتم فی علیین و لطمت علیک الحورعین
ومجالس ماتم برای تو در عالم ملکوت بر پا شد پریان بهشتی در عزای تو بر سر و صورت زدند
زیارت ناحیه از لسان مقدس امام زمان(عج)و بحار الانوار ج۹۸ ص ۳۲۲
این از احادیث و روایات حالا استفتاءونظر مراجع عالیقدر
سؤال :آيا جائز است در مراسم عزادارى امام حسين (ع) به بدن جراحت وارد كرد؟
جواب :مانعى ندارد.ایت ا...سیستانی
1833. برخى از شيعيان در مجالس عزادارى اهل بيت ـ عليهمالسّلام ـ و خصوصا مجلس سرور شهيدان، اباعبداللّه الحسين ـ عليهالسّلام ـ اقدام به سينهزنى و كندن صورت مىنمايند ـ كه باعث كبود شدن و خونريزى مىشود ـ ، حكم شرعى آن چيست؟
ج. در صورتى كه مناسب عزادارى باشد و مرضآور نباشد، اشكال ندارد.
لخت شدن و سرخ شدن بدن در عزادارى
1834. لخت شدن در عزادارى چگونه است و اگر بر اثر سينهزنى، بدن سرخ شود، چه حكمى دارد؟
ج. اشكال ندارد و لخت شدنى كه در معرض نظر حرام نامحرم باشد، جايز نيست.ایت ا..بهجت
ولی امر مسلمین استفتاء کنیم و این جواب استفتاء مقام معظم رهبری است:
سؤال:
۱- حکم لطمه زدن به خود در حین عزاداری چیست؟
۲- آیا معظم له با برهنه شدن در مراسم عزاداری موافق هستند؟
جواب:
بسمه تعالی
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ج۱) لطمه زدن در عزادارى اگر ضرر قابل توجهى بر بدن داشته باشد و یا موجب وهن مذهب یا مؤمنین یا مراسم عزادارى معصومین (علیهم السلام) باشد، جایز نیست و در هر حال بهتر است مؤمنین مراعات شؤون عزادارى معصومین (علیهم السلام) بویژه سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را بنمایند.
ج۲) برهنهشدن و سینهزدن در صورتى که نامحرم نباشد و مستلزم مفسده نباشد، جایز است ولى مناسب است با لباس عزادارى انجام بگیرد.
موفق و مؤید باشید
امام صادق(ع) می فرماید: «هر آینه چاک زدند گریبان ها را و لطمه زدند صورت ها را زنان فاطمیات بر حسین بن علی و بر مانند آن بزرگوار لطمه زده می شود بر صورت ها و چاک زده می شود گریبان ها». (کتاب تهذیب، ج 8، ص 325؛ بحار، ج 82، ص 106؛ عوالی الالی، ج 3، ص 409) با توجه به روایت بالا و حضور امام زین العابدین(ع) و حضرت زینب(س) و سکوت این دو بزرگوار درباره لطمه زدن و جواز همه علمای قدیم و اکثر علمای جدید آیا لطمه زدن حرام است اگر حرام است چه مسأله جدیدی پیش آمده که بر همه این تأییدات ارجحیت دارد لطفا جواب کلیشه ای ندهید.
ج:
به طور کلی از نظر شرعی اگر ضرر به بدن مهلک نباشد اشکال ندارد و اگر جنبه تعظیم شعایر داشته باشد ترجیح پیدا می کند.اما اگر ضرر مهلک داشته باشد و یا موجب وهن و توهین به مسلمانان و یا اسلام گردد. جایز نیست.
توضیح بیشتر مساله رادرضمن بیان امورپی می گیریم:
الف) گریبان چاک زدن و لطمه زدن در صورتی که باعث جنایت بر بدن نباشد و موجب وهن اسلام و احکام اسلام نگردددر عزاداری امام حسین علیه السلام جایز است.
ب)قبل از هر چیز کل روایت را از کتاب شریف وسائل الشیعه نقل می کنیم و در مرحله بعد به علت حرمت لطمه زدن به بدن در عزاداری می پردازیم.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ الْقُمِّیِّ فِی نَوَادِرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَخِیهِ جَعْفَرِ بْنِ عِیسَى عَنْ خَالِدِ بْنِ سَدِیرٍ أَخِی حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ شَقَّ ثَوْبَهُ عَلَى أَبِیهِ أَوْ عَلَى أُمِّهِ أَوْ عَلَى أَخِیهِ أَوْ عَلَى قَرِیبٍ لَهُ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِشَقِّ الْجُیُوبِ قَدْ شَقَّ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عَلَى أَخِیهِ هَارُونَ وَ لَا یَشُقَّ الْوَالِدُ عَلَى وَلَدِهِ وَ لَا زَوْجٌ عَلَى امْرَأَتِهِ وَ تَشُقُّ الْمَرْأَهُ عَلَى زَوْجِهَا وَ إِذَا شَقَّ زَوْجٌ عَلَى امْرَأَتِهِ أَوْ وَالِدٌ عَلَى وَلَدِهِ فَکَفَّارَتُهُ حِنْثُ یَمِینٍ وَ لَا صَلَاهَ لَهُمَا حَتَّى یُکَفِّرَا أَوْ یَتُوبَا مِنْ ذَلِکَ فَإِذَا خَدَشَتِ الْمَرْأَهُ وَجْهَهَا أَوْ جَزَّتْ شَعْرَهَا أَوْ نَتَفَتْهُ فَفِی جَزِّ الشَّعْرِ عِتْقُ رَقَبَهٍ أَوْ صِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ أَوْ إِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ فِی الْخَدْشِ إِذَا دَمِیَتْ وَ فِی النَّتْفِ کَفَّارَهُ حِنْثِ یَمِینٍ وَ لَا شَیْءَ فِی اللَّطْمِ عَلَى الْخُدُودِ سِوَى الِاسْتِغْفَارِ وَ التَّوْبَهِ وَ لَقَدْ شَقَقْنَ الْجُیُوبَ وَ لَطَمْنَ الْخُدُودَ الْفَاطِمِیَّاتُ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع وَ عَلَى مِثْلِهِ تُلْطَمُ الْخُدُودُ وَ تُشَقُّ الْجُیُوبُ ؛ وسائلالشیعه ج : 22 ص : 403 روایت ِ 28894
استفتاء از حضر آیت الله جواد تبریزی
سئوال: سؤال من از ایشان این است که آیا قمه زدن در خفا و آشکار جایز است یا خیر؟
جواب: قمه زنی در حد نفسه اشکالی ندارد لکن سزاوار است برای مؤمنین که در مقام حزن و اندوه بر سیدالشهداء (ع) مظهر مناسبتری را اختیار کند و آن مظهر مختلف است به اختلاف کشورها و شهرها، والله العالم.
استفتاء از حضر آیت الله مکارم شیرازی
سئوال: به نام خدا سوال من از ایشان این است که آیا قمه زدن در خفا و آشکار جایز است یا خیر ؟
جواب:در عزاداری سید الشهدا که از افضل قربات محسوب می شود با ید از اعمالی که موجب وهن مذهب و یا آسیب به بدن میشود اجتناب کرد.
استفتاء از حضر آیت الله خامنه ای
سؤال: قمه زنى در روز عاشورا چه حکمى دارد؟
جواب) قمه زنى علاوه براینکه عرفاً از مظاهر حزن و اندوه شمرده نمىشود و در زمان ائمه (علیهم السلام) و پس از آن نیز سابقه ندارد و تأییدى از ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز در مورد آن - نه به شکل عام و نه به شکل خاص - نشده است، در حال حاضر وهن مذهب شمرده مىشود و جایز نیست
یكى از جوانان كاشان به دفتر فقیه مقدس، میرزا جواد تبریزى (قدس سره) مراجعه كرد، در حالى كه دو طرف صورتش زخم هایى ایجاد شده و خون بر روى آن زخم ها بسته شده بود.
به فرزند مرحوم میرزا (قدس سره)گفت: «آیا آقا این گونه عزادارى، كه موجب زخمى شدن صورت مى شود را جایز مى داند؟»
فرزند مرحوم میرزا(قدس سره) مى گوید: به جوان گفتم، بهتر است خود آقا صورت شما را ببینند و نظر دهند (بعضى ازجوانان هنگام عزادارى به صورت خود چنگ زده و آن را زخم مى نمایند).
جوان را نزد مرحوم میرزا(قدس سره)بردم و آن جوان سؤال خود را مطرح كرد.
ناگهان اشك در چشمان مرحوم میرزا(قدس سره)حلقه زد و در حالى كه دست خود را بر صورت و محل زخم آن جوان قرار دادند، فرمودند:
«فرزندم! این عین جزع است. خداوند شما جوانان را در پناه امام زمان(علیه السلام) حفظ كند كه شعائر راحفظ مى كنید و مصداق بارز عزاداران حسینى هستید. بروید و با اخلاص به اباعبدالله الحسین(علیهالسلام)عرض ادب كنید كه فرداى قیامت روسفید خواهید بود(ان شاء الله).حضرت امام حسین(علیهالسلام)تمام هستى خود را در راه خدا فدا نمود و با اهداى خون خود، فرزندان و... شیعه را بیمه كرد. بهدوستانتان سلام برسانید و بگویید، در این حركتى كه مى كنید، مأجورید و این عزادارى و ابراز اخلاص به درگاهاهل بیت(علیهم السلام)بهترین ذخیره ى الهى در قیامت است. مرا هم دعا كنید، من هم براى شما دعا میكنم.»
آن گاه مرحوم میرزا(قدس سره) در حالى كه صورتشان قرمز شده بود و اشك در چشم مباركشان حلقه زده بود فرمودند: «خوشا به حال این جوانان! خوشا به حال این جوانان!»
منبع: كتاب شعائر حسینی (سیره میرزا جواد آقای تبریزی در مورد عزاداری)، صفحه۴۲۹
زنان انصار و گریبان چاک زدن برای پیامبر اکرم(ص) :
... نساء الأنصار قد خدشن الوجوه ونشرن الشعور وجززن النواصی وخرقن الجیوب وحرمن البطون على النبی ( صلى الله علیه وآله ) فلما رأینه قال لهن خیرا وأمرهن أن یستترن ویدخلن منازلهن ...
الکافی ج 8 ، ص 322 ، باب غزوة احد و قصة المنهزمین ، ح 502 .
خلاصه بحث :مرحوم سید جعفر جزائری در کتاب منتهی الدرایة که شرحی بر کتاب کفایة است در خاتمة بحث قاعده لا ضرر ولا ضرار میفرماید :
چند موردند که از این قاعده خارج اند.
۱-جهاد کردن در راه خدا که حتی با ترس وضرر هم باید انجام داد
۲- زیارت امام حسین که روایات بسیاری دا ریم که حتی با ترس وضرر هم بروید و زیارت کنید
۳-عزاداری بر سید الشهداء زیرا در این احادیث که امر بر لطمه زدن شده بود (حدیث اول)لطم نزد عرب غالبا با مشقت و سرخ شدن و خون امدن است اما با این حال امام امر به لطمه زدن نمودند.
2_شعری که دعبل در خدمت امام رضا علیه السلام خواندکه حاوی تقریر معصوم است:
اللهم اجعلنا من شیعته و زواره و المقیمین لعزائه و الباکین علیه و من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه و السلام و علیکم ورحمة الله و برکاته.
نقل از (مسعودی) کتاب
-اثبات الوصیه
اگر کسی سر سوزنی نسبت به مقام والای اهل بیت(ع) شناخت و معرفت داشته باشد و در عزای از دست دادن چنین بزرگان و جواهراتی جان به جان آفرین تسلیم کند جای تعجب و ملامت ندارد.
«بنفسی انت یا حسین» جانم به فدای حسین(ع)
1-امام حسن عسگری(ع) در مصیبت پدر بزرگوارش امام هادی پیراهن خویش را از طرف مقابل و پشت گردن چاک زده بود و چون بعضی از حاضران به او ایراد میگرفتند. حضرت در جواب فرمود:چه می دانی ای نادان.حضرت موسی بن عمران در سوگ برادرش هارون پیراهن خود را چاک زد.
2-ام احمد صدای خود را به گریه در عزای موسی بن جعفر(ع) بلند کرد و بر صورت لطمه زد و پیراهن خویش را چاک داد و این در حالتی است که امام هشتم(ع) او را از این عمل ممانعت نکرد
وَ لَطَمَتْ عَلَیْک َ الْحُورُ الْعینُ، وَ بَکَتِ السَّمآءُ وَ سُکّانُها، وَ الْجِنانُ وَ خُزّانُها ، وَ الْهِضابُ وَ أَقْطارُها، وَ الْبِحارُ وَ حیتانُها، ]وَ مَکَّةُ وَ بُنْیانُها، :خل [وَ الْجِنانُ وَ وِلْدانُها ، وَ الْبَیْتُ وَ الْمَقامُ، وَ الْمَشْعَرُ الْحَرامُ، وَ الْحِـلُّ وَ الاِْحْرامُ ، أَللّـهُمَّ فَبِحُرْمَةِ هذَا الْمَکانِ الْمُنیفِ ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد، وَاحْشُرْنی فی زُمْرَتِهِمْ، وَ أَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِشَفاعَتِهِمْ، أَللّهُمَّ إِنّی أَتَوَسَّلُ إِلَیْک َ یا أَسْرَعَ الْحاسِبینَ ، وَ یاأَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ ، وَ یاأَحْکَمَ الْحاکِمینَ، بِمُحَمَّدخاتَِمِ النَّبِیّینَ ، رَسُولِک َ إِلَى الْعالَمینَ أَجْمَعینَ ، وَ بِأَخیهِ وَابْنِ عَمِّهِ الاَْنْزَعِ الْبَطینِ ، الْعالِمِ الْمَکینِ ، عَلِىّ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ بِفاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ الْعـالَمینَ ، وَ بِالْحَسَنِ الزَّکِىِّ عِصْمَةِ الْمُتَّقینَ ، وَ بِأَبی عَبْدِاللهِ الْحُسَیْنِ أَکْرَمِ الْمُسْتَشْهَدینَ ، وَ بِأَوْلادِهِ الْمَقْتُولینَ ، وَ بِعِتْرَتِهِ الْمَظْلُومینَ ، وَ بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ زَیْنِ الْعابِدینَ ، وَ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىّ قِبْلَةِ الاَْوّابینَ ، وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد أَصْدَقِ الصّادِقینَ ، وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَر مُظْهِرِ الْبَراهینِ ، وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى ناصِرِالدّینِ، وَ مُحَمَّدِبْنِ عَلِىّ قُدْوَةِ الْمُهْتَدینَ، وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد أَزْهَدِ الزّاهِدینَ ، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىّ وارِثِ الْمُسْتَخْلَفینَ، وَالْحُجَّةِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعینَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدوَالِ مُحَمَّدالصّادِقینَ الاَْبَرّینَ ، الِ طه وَ یس ، وَ أَنْ تَجْعَلَنی فِى الْقِیامَةِ مِنَ الاْمِنینَ الْمُطْمَئِنّینَ، الْفآئِزینَ الْفَرِحینَ الْمُسْتَبْشِرینَ، أَللّهُمَّ اکْتُبْنی فِى الْمُسْلِمینَ، وَ أَلْحِقْنی بِالصّالِحینَ ، وَاجْعَلْ لی لِسانَ صِدْق فِى الاْخِرینَ ، وَانْصُرْنی عَلَى الْباغینَ،وَاکْفِنی کَیْدَ الْحاسِدینَ ، وَاصْرِفْ عَنّی مَکْرَ الْماکِرینَ ، وَاقْبِضْ عَنّی أَیْدِىَ الظّالِمینَ ، وَاجْمَعْ بَیْنی وَ بَیْنَ السّادَةِ الْمَیامینِ فی أَعْلا عِلِّیّینَ.
و حورالعین به جهت تو به سر و صورت زدند، (در عزاىِ تو) آسمان و ساکنانش، بهشت ها و نگـهبانانش، کوه ها و کوهپایه ها، دریا ها و ماهیانش، ]شهرمکّه و پایه هایش[، فردوس ها و جوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم، و مشعرالحرام ، و حلّ و حَرَم جملـگى گریستند، بار خدایا! به حُرمتِ این مکـانِ رفـیع ، بر محمّد و آلِ او رحـمت فرست ، و مرا در زمره آنان محـشور فرما، و به شفـاعت و وساطتِ آنها مرا داخلِ بهشت گردان ، بار خدایا! من به تو توسّل مى جویم اى سریعـترینِ حسابگران ، و اِى بخشـنده ترینِ کَـریمان ، و اِى فرمانـرواى حـاکمان، به (حقِّ) محمّد آخرینِ پیامبران، و فرستاده تو بسوىِ تمامِ جهان ها، و به (حقِّ) برادرش و پسرعمویش آن بلند پیشانىِ میان پُر ، آن دانشمندِ عالى مرتبه ، یعنى علىّ فرمانـرواىِ مؤمنان ، و به (حقِّ) فاطمه سـروَرِ بانوانِ جهانیان ، و به (حقِّ) حسـنِ مجتـبى که پاک و مبرّا و پناهگـاه مُتّقین اسـت ، و به (حقِّ) أبی عبدالله الحسین گـرامیترینِ شهداء ، و به (حقِّ) فرزنـدانِ مقتولش ، و خانـواده مظـلومش، و به (حقّ) على بن الحسـین زیورِ عابدان ، و به محمّد بن علـى قبـله توبه کنندگان ، و جعفر بن محمّد راستگـوترینِ صادقان ، و موسى بن جعفر آشکار کننده دلائل و براهین ، و على بن موسى یاورِ دین ، و محمّد بن على اُسوه و الگوىِ هدایت شونـدگان ، و على بن محمّد زاهـدترینِ پارسایان ، و حسـن بن على وارثِ جانشینان ، و حُجّتِ خدا بر تمامِ آفریدگان ، اینکه درود فرستى بر محـمّد و آلِ او، آن راستـگویانِ نیـکوکار ، هـمان آلِ طه و یس ، و اینکه مرا در قیامت از کسانى قرار دهى که (از عذابِ تو) ایمن و با آرامشِ خاطر و رستگار و مسرور و بشارت یافـته اند ، بارخدایا! (نامِ) مـرا در زُمـره مسلـمین نگاشته ، و مرا به صالـحین ملـحق فرما ، و نامِ مرا بر زبان اُمّتهاى آتیه نیکو قرار ده ، و مـرا بر علـیه ظالمین یارى ده ، و از مکرِ حسـودان حفـظ فرما ، و (نیـز) حیله حیـله گران را از من برگـردان ، و دست ستمـکاران را از مـن (دور) نگهدار، و بینِ من و آن سـرورانِ با میمنت در اعلاعلیّین جمع بفرما.
وَ نَظَرْنَ سَرْجَک َ عَلَیْهِ مَلْوِیّاً ، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات ، وَ بِالْعَویلِ داعِیات ، وَ بَعْدَالْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلى مَصْرَعِک َ مُبادِرات، وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ، وَ مُولِـغٌ سَیْفَهُ عَلى نَحْرِک َ ، قابِضٌ عَلى شَیْبَتِک َ بِیَدِهِ ، ذابِـحٌ لَک َ بِمُهَنَّدِهِ ، قَدْ سَکَنَتْ حَوآسُّک َ، وَ خَفِیَتْ أَنْفاسُک َ ، وَ رُفِـعَ عَلَى الْقَناةِ رَأْسُک َ ، وَ سُبِىَ أَهْلُک َ کَالْعَبیدِ ، وَ صُفِّدُوا فِى الْحَدیدِ ، فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِیّاتِ ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ، یُساقُونَ فِى الْبَراری وَالْفَلَواتِ ، أَیْدیهِمْ مَغلُولَةٌ إِلَى الاَْعْناقِ ، یُطافُ بِهِمْ فِى الاَْسْواقِ ، فَالْوَیْلُ لِلْعُصاةِ الْفُسّاقِ ، لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِک َ الاِْسْلامَ ، وَ عَطَّلُوا الصَّلوةَ وَ الصِّیامَ ، وَ نَقَضُوا السُّنَنَ وَ الاَْحْکامَ، وَ هَدَمُوا قَواعِدَ الاْیمانِ، وَ حَرَّفُوا ایاتِ الْقُرْءانِ ، وَ هَمْلَجُوا فِى الْبَغْىِ وَالْعُدْوانِ ، لَقَدْ أَصْبَحَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِوَ الِهِ مَوْتُوراً ، وَ عادَ کِتابُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَهْجُوراً ، وَ غُودِرَ الْحَقُّ إِذْ قُهِرْتَ مَقْهُوراً ، وَ فُقِدَ بِفَقْدِکَ التَّکْبیرُ وَالتَّهْلیلُ ، وَالتَّحْریمُ وَالتَّحْلیلُ ، وَالتَّنْزیلُ وَالتَّأْویلُ ، وَ ظَهَرَ بَعْدَکَ التَّغْییرُ وَالتَّبْدیلُ ، وَ الاِْلْحادُ وَالتَّعْطیلُ ، وَ الاَْهْوآءُ وَ الاَْضالیلُ ، وَ الْفِتَنُ وَ الاَْباطیلُ، فَقامَ ناعیک َ عِنْدَ قَبْرِ جَدِّک َ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ، فَنَعاک َ إِلَیْهِ بِالدَّمْعِ الْهَطُولِ ، قآئِلا یا رَسُولَ اللهِ قُتِلَ سِبْطُک َ وَ فَتاک َ ، وَ اسْتُبیحَ أَهْلُک َ وَ حِماک َ ، وَ سُبِیَتْ بَعْدَک َ ذَراریک َ ، وَ وَقَعَ الْمَحْذُورُ بِعِتْرَتِک َ وَ ذَویک َ ، فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ ، وَ بَکى قَلْبُهُ الْمَهُولُ ، وَ عَزّاهُ بِک َ الْمَلآئِکَةُ وَ الاَْنْبِیآءُ، وَ فُجِعَتْ بِک َ اُمُّک َ الزَّهْرآءُ، وَ اخْتَلَفَتْ جُنُودُ الْمَلآئِکَةِ الْمُقَرَّبینَ، تُعَزّی أَباک َ أَمیرَالْـمُـؤْمِنینَ ، وَ اُقیمَتْ لَک َ الْمَـاتِمُ فی أَعْلا عِلِّیّینَ.
و زینِ تو را بر او واژگونه یافتند ، از پسِ پرده ها (ىِ خیمه) خارج شدند ، درحالیکه گیسوان بر گونه ها پراکنده نمودند ، بر صورت ها لطمه میزدند و نقاب از چهره ها افکنده بودند ، و بصداى بلندشیون میزدند،وازاوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند،وبه سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند، درهمان حال شِمرِملعون برسینه مبارکت نشسته،وشمشیرخویش رابرگلـویت سیراب مینمود، بادستى مَحاسنِ شریفت را درمُشت میفِشرد،(وبادست دیگر)باتیغِ آخته اش سراز بدنت جدامى کرد، تمامِ اعضاوحواسّت ازحرکت ایستاد، نَفَسهاىِ مبارکت درسینه پنهان شد ،وسرِمقدّست برنیزه بالارفت، اهلوعیالت چون بردِگان به اسیرى رفتند، ودرغُل وزنجیرآهنین برفرازجهازِشتران دربندشدند، گرماى (آفتابِ) نیمروز چهره هاشان مى سوزاند ، درصحراها وبیابانها کشیده میشدند، دستانشان به گَردَنهازنجیرشده،درمیان بازارها گردانده میشدند،اىواى براین سرکشان گناهکار!،چه اینکه باکُشتنِ تواسلام را کُشتند، ونمازوروزه(خدا)رابدون یاوررهانمودند،وسُنّتهاواحکام(دین) راازبین برده شکستند، و پایه هاىِ ایمان را منهدم نمودند، و آیاتِ قرآن را تحریف کرده، در (وادىِ)جنایت وعداوت پیش تاختند، براستى رسولِ خدا «که درودخدابراو وآل اوباد» (با شهادتِ تو) تنهاماند!(یامظلومواقع شد)، وکتاب خداوندِعزّوجلّ مَتروک گردید، وآنگاه که تومقهورومغلوب گشتى، حقّ وحقیقت موردِخیانت واقع شد، وبه فقدانِ توتکبیرِخداوکلمه توحید، حراموحلالِ دین، وتنزیل وتأویلِ قرآن جملگى ازبین رفت، و پس ازتو تغییروتبدیلِ (احکام)، کفرو اِلحاد وبى سرپرستىِ دین، هوىوهوس هاوگمراهیها، فتنه هاوباطلهاجملگى (برصفحه روزگار) ظاهرشد، پس پیکِ مرگ نزدِ قبرِجدّت رسول خدا «که رحمتِ بى پایانِ خداوندى براووآلِ اوباد» ایستاد، وبااشکِ ریزان خبرِمرگِ تورابهوى داد، واینگونه گفت که: اى رسولِ خدا! دخترزاده جوانمردت شهید شد، خاندان وحَریمَت مُباح گردید، پس ازتو فرزندانت به اسیرى رفتند، و وقایع ناگوارى به عترت وخانواده اتواردشد، پس(از شنیدنِ این خبر) رسول خدا مضطرب وپریشان گردید، و قلبِ هراسناکَش بگریست، وفرشتگان وانبیاء (بخاطـر مصیبتِ تو) او راتسلـیت وتعـزیت گفـتند، و مادرت زهـراء (ازانـدوهِ مصیبـتِ تو) دردنـاک شد ، و دستـه هاىِ ملائکه مقـرّبین در آمد و شد بودند، پـدرت امیرمؤمنـان راتعزیت میگفتند، مجالسِ ماتم وسوگوارى براىِ تو در اعلاعلیّین برپا شد.
قَدْ شَقَّ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عَلَى أَخِیهِ هَارُونَ
نوحوا علی الحسین نوح الثکلی علی ولدها»
زينب كبري(س) ميبیند يكي از كنيزها اشك دارد و دیگران ندارند، از او میپرسد که چگونه اینگونه اشک دارد که کنیز پاسخ میدهد که من قاووت (حلوا) درست ميكنم و براي اشك قوت ميگيرم، که حضرت میفرماید براي همه عزاداران حسين درست کن. یا زينالعابدين(ع) اشك ميريزد، بر او اعتراض ميكنند، که ميفرمايد: «18 يوسف مرا سر بريدهاند، چطور گريه نكنم؟! او يك يوسفش گم شد، درحالي كه 18 يوسف مرا سر بريدهاند».
یکی از انواع عزاداری که در سیرۀ اهل البیت علیهم السّلام بوده است لطم و سیلی زدن بر صورت است.
واژه لطم چنین معنا شده است:
لطم: اللَّطْمُ: ضَرْبُك الخدَّ و صَفْحةَ الجسد ببَسْط اليد، و في المحكم: بالكفّ مفتوحة، لَطَمَه يَلْطِمُه لَطْماً و لاطَمَه مُلاطَمةً و لِطاماً. و المَلْطِمانِ: الخدّان؛ ابن حبيب: المَلاطِمُ الخدود، واحدها مَلْطَمٌ؛ ابن الأَعرابي: اللَّطْمُ إِيضاحُ الحمرة.[1]
لطم: لطم یلطم لطمّاهُ: به او سیلی زد... تلطم وجهه: رنگ صورتش تیره و سیاه شد.[2]
آنچه که از بیان لغویون در مورد لطم به دست می آید اینکه: لطم، ضربه زدن به صورت با دست یا با چیز دیگر است و همچنین سیلی زدن بر صورت.
در «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی آمده است که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«... ولقد شققن الجیوب و لطمن الخدود الفاطمیات علی حسین بن علی علیهماالسّلام و علی مثله فلتلطم الخدود و تشق الجیوب»[3]
«... و هرآینه زنان فاطمی در شهادت امام حسین بن علی علیهماالسّلام گریبان ها را دریدند و بر صورت ها زدند و بر مانند امام حسین علیه السّلام باید به صورت ها زده شود و گریبان ها و یقه ها چاک داده شود.»
فعل «فلتلطم» امر می باشد و ظهور در وجوب و یا حداقل استحباب دارد. علاوه بر آن امام صادق علیه السلام می فرماید بر مثل امام حسین علیه السلام، و مشخص است که بر امام حسین علیه السلام به طریق اولی مستحب و یا واجب است.
در زیارت ناحیۀ مقدّسه روایت شده است که اهل حرم سیّدالشهداء علیه السّلام در عزای بر ایشان بر صورت ها زدند:
«و علی الخدود لاطمات...»[4] «و درحالی که بر صورت هایشان می زدند.»
نه تنها اهل حرم سیّدالشهداء علیه السّلام که حوریان در عزای امام حسین علیه السّلام بر صورت ها زدند:
«و لطمت علیک حورالعین»[5]، «و در عزای تو حورالعین بر صورت لطمه زدند.»
شیخ مفید نیز چنین نقل می کند که:
«فی روایة حیث ینقل حدیث الحسین (علیه السّلام) مع أخته زینب (سلام الله علیها)... ثم لطمت وجهها و هوّت إلی جیبها و شقتها و خرّت مغشیا علیها»[6]
«حضرت زینب (سلام الله علیها) بر صورت زدند وگریبان دریدند و در حالی که غش کرده بودند افتادند.»
همچنین هنگامی که سیّدالشهداء علیه السّلام مقابل لشکر دشمن خطبه خواندند، روایت شده است که:
«فلماّ سمع بناته و أخته زینب کلامه بکین و ندبن و لطمن و ارتفعت أصواتهن...»[7]
«چون دختران و خواهرش زینب علیهنّ السلام، کلام ابی عبدالله علیه السّلام را شنیدند اشک ریختند و بلند گریه کردند و لطمه زدند و صداهایشان بلند شد...»
همچنین هنگامی که امام در خیام لحظه ای به خواب می روند و خواب جدّ و پدر و مادر و برادرشان را می بینند روایت شده است که:
«جلس الحسین فرقد ثم استیقظ و قال: «یا اختاه! إنی رأیت الساعة جدّی محمّد صلی الله علیه وآله وسلّم و أبی علیاً و امی فاطمه و أخی الحسن و هم یقولون یا حسین! إنک رائح إلینا عن قریب، قال الروای: فلطمت زینب وجهها و صاحت و بکت»[8]
«امام حسین علیه السّلام بر زمین نشسته بود و در این حال خواب اندکی حضرت را ربود. هنگامیکه از خواب برخاست، فرمود: خواهرم! الآن جدّم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم، پدرم علی(علیه السّلام)، مادرم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و برادرم امام حسین (علیه السّلام) را در خواب دیدم که آنها همگی به من گفتند: حسین جان به زودی نزد من خواهی آمد. راوی گفت: هنگامی که حضرت زینب (سلام الله علیها)این سخن راشنید بر صورت خودسیلی زد و باصدای بلند شروع به گریستن نمود.»
علاوه بر این که فعل حضرت زینب سلام الله علیها فعل معصوم می باشد؛ همة این موارد در مقابل امام معصوم صورت پذیرفته و حضرت هیچ نهیی نمی فرمایند. لذا تقریر معصوم مهر تأیید دیگریست برآن؛ بلکه طبق روایت «تهذیب الأحکام» امام صادق علیه السّلام امر به لطمه زدن در این مصیبت فرموده است. همچنین در مقامی که حورالعین در عالم علوی لطمه می زنند، جای هیچ گونه اعتراضی نیست.
همچنین از حضرت سکینه سلام الله علیها روایت شده است که حضرت فاطمه سلام الله علیها را در خواب دیده که:
«فلطمت علی وجهها و نادت واولداه»[9] «پس به صورت خود سیلی زد و فریاد زد: ای فرزندم!»
همچنین آن موقعی که اسرای خاندان رسالت به مدینه بازگشتند روایت شده است که:
«فارتجّت المدینۀ بأهلها فما بقیت مخدّرة إلا و برزت من خدرها و هنّ یندبن بالویل و الثبور فلم أر باکیا أکثر من ذلک الیوم قال بشیر فضربت فرسی و إذا بطرق المدینۀ مسدودۀ من کثرۀ النّساء و الرّجال و هم یبْکون و یلطمون إلی أن خرجوا من المدینۀ»[10]
«مدینه آشفته شد به اهلش پس هیچ زن پردنه نشینی باقی نماند مگر آنکه از سراپردۀ خود خارج شد و با افسوس و حسرت صدا بلند کرد و گریه نمود پس ندیدم روزی را بیشتر از آن روز گریه کننده ای باشد. بشیر گفت: پس اسبم را راندم دیدم که راههای مدینه به خاطر زیادی زنان و مردان مسدود بود آنها می گریستند و بر صورتها می زدند تا اینکه خارج شدند از مدینه.»
در حالی که امام زین العابدین علیه السلام همراه این اسرا بوده و همچنین امام باقر علیه السلام موجود بوده است و اگر کار خطایی می بود باید از آن نهی می فرمودند. اما نه تنها نهی ننمودند بلکه کلماتی فرمودند که دال بر عزای بیشتر است:
«... قتل أبوعبدالله الحسین و عترته و سبی نساؤه و صبیته... أیّها النّاس! فأیّ رجالات منکم یسرّون بعد قتله؟! أم أیّ فؤاد لا یحزن من أجله؟! أو أیّة عین منکم تحبس دمعها و تضن عن انهمالها؟! فلقد بکت السبع الشداد لقتله و بکت البحار بأمواجها و السموات بأرکانها و الأرض بأرجائها و الأشجار بأغصانها و الحیتان ولجج البحار والملائکة المقرّبون و أهل السموات أجمعون، أیّها النّاس! أیّ قلب لا ینصدع لقتله؟! أم أیّ فؤاد لا یحن إلیه؟! أم أیّ سمع یسمع هذه الثلمه التی ثلمت فی الإسلام ولا یصم؟! أیّها الناس! أصبحنا مطرودین مشرّدین مذودین و شاعسین عن الأمصار کأنّا أولاد ترک و کابل من غیر جرم اجترماه و لا مکروه ارتکباه و لا ثلمه فی الإسلام ثلمناها ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین إن هذا إلا اختلاق فإنّا لله و إنّا إلیه راجعون من مصیبة ما أعظمها و أوجعها و أفجعها و أوکظها و أفظعها و أمرّها و أقدحها فعندالله نحتسب فیما أصابنا و ما بلغ بنا فإنّه عزیز ذوانتقام»[11]
«ای مردم! کدام یک از مردان شما می تواند پس از کشته شدن امام حسین علیه السّلام شاد و خرم باشد؟ و یا کدامین قلب است که برای او اندوهگین نشود؟ و یا کدامین چشمی است که بتواند اشکش را نگه دارد و از دیدگان جاری نسازد؟ در حالیکه آسمان های هفتگانه بر او گریستند و ارکان آسمان به خروش آمد و زمین با اعماق و اطرافش و درختان با شاخه هایشان و ماهیان در قعر دریا و ملائکۀ مقرّب الهی و جمیع اهل آسمان ها براو گریستند.
ای مردم! کدام دل است که در شهادت او نشکند و کدام قلبی است که در مصیبت او ننالد؟! و یا کدام گوشی است که بشنود این شکاف بزرگی را که در اسلام پدیدار شد و کر نشود؟! ای مردم! ما را پراکنده ساختند و از خانه هایمان دور کردند و آوارۀ بیابان ها نمودند. که گویا ما فرزندان ترک و کابل هستیم. بی آنکه جرمی داشته باشیم و یا کار زشتی از ما سر زده باشد، یا رخنه ای در اسلام ایجاد کرده باشیم، و این رفتاری که با ما کردند نظیر آن در امت های پیشین سراغ ندارم و این بدعتی بیش نیست... إنالله و إنا إلیه راجعون از مصیبت بزرگتر و دردناکتر و فجیعتر و گلوگیرتر و ناگوارتر و تلختر و دشوارتر، ما همۀ مصائب را به حساب خدا می گذاریم، که او قادر و منتقم می باشد.»
آری جز این نیست که عزای بر امام حسین علیه السلام به لطم و گریبان دریدن و خاک بر سر ریختن تمام نمی شود...
1. لسان العرب: 12/542.
2. المنجد: 2/1681.
3تهذیب الأحکام:8/325؛ وسائل الشیعه:15/583؛ جامع الأحاديث: 3 / 492.
4. بحارالأنوار: 98/239و322.
5. بحارالأنوار: 98/322.
6.بحارالأنوار:45/2؛الارشاد:2/93؛الاحتجاج:2/307؛إعلام الوری:239؛الملهوف:177؛مثیرالاحزان:100.
7. الملهوف:162.
8. الملهوف:166.
9 . بحارالانوار: 42/199.
10. الدَّمْعَةُ السَّاکِبَةُ:5 /163 - 165 .
11. الملهوف:200؛ بحارالأنوار: 45/147.
علامه میر جهانی ذیل این روایت در کتاب البکاء للحسین ص403 با استناد به نقل قول شارح کتاب قواعد و صاحب حدائق نقل فرموده اند که ایشان فرموده به جواز لطمه زدن و گریبان چاک زدن حکم فرموده بر حسین علیه السلام و دلیل بر جواز آن علاوه بر عمومات ، فرموده حضرت بقیة الله امام عصر (عج) است که در زیارت معروفه از حال زن های معظمات فاطمیات و مجلّلات علویّات حکایاتی فرموده: که از آن جمله که فرموده «لاطمات الوجوه» (بحارالانوار ج 101 ص 322 ) و نیز در همان زیارت فرموده: «واُقیمت لک الماتم فی علیین و لطمت علیک الحور العین » (بحار ج 98 ص322) و مؤید آن است فرمایش علیا جناب سکینه خاتون، خواب خود را که دیده بود و آن را برای یزید پلید نقل نمود، از جمله آن حکایت لطمه زدن حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بوده در عالم رؤیا بوده که فرمود:« فَلَطُمَت عَلی وَجهها ونادَت وا ولداه » (لهوف ص198 و بحارج 45) و نیز در کتب مقاتل است که:
حدیث اول
آتش عشق حسینی
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .556
حدیث دوم
عاشورا، روز غم
قال الرضا علیه السلام:
من کان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عز و جل یوم القیامة یوم فرحه و سروره.
امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد.بحار الانوار، ج 44، ص .284
حدیث سوم
محرم، ماه سوگواری
قال الرضا علیه السلام:
کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابة تغلب علیه حتی یمضی منه عشرة ایام، فاذا کان الیوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه...
امام رضا علیه السلام فرمود: هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرم می گذشت، روز دهم محرم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود .امالی صدوق، ص 111
حدیث چهارم
دیده های خندان
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
یا فاطمة! کل عین باکیه یوم القیامة الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود.بحار الانوار، ج 44، ص .293
حدیث پنجم
سالگرد سوگ حسین
عن الصادق علیه السلام:
نیح علی الحسین بن علی سنة فی کل یوم و لیلة و ثلاث سنین من الیوم الذی اصیب فیه.
حضرت صادق علیه السلام فرمود: یک سال تمام، هر شب و روز بر حسین بن علی علیه السلام نوحه خوانی شد و سه سال، در روز شهادتش سوگواری برپا گشت.بحار الانوار، ج 79، ص .102
حدیث ششم
بودجه عزاداری
قال الصادق علیه السلام:
قال لی ابی: یا جعفر! اوقف لی من منالی کذا و کذا النوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایام منی.
امام صادق علیه السلام می فرماید: پدرم امام باقر علیه السلام به من فرمود: ای جعفر ! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان کن که به مدت ده سال در «منا» در ایام حج، بر من نوحه خوانی و سوگواری کنند.بحار الانوار، ج 46، ص .220
حدیث هفتم
نوحه خوانی سنتی
عن ابی هارون المکفوف قال:
دخلت علی ابی عبد الله علیه السلام فقال لی: انشدنی، فأنشدته فقال: لا، کما تنشدون و کما ترثیه عند قبره...
ابو هارون مکفوف می گوید: خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم.امام به من فرمود: «برایم شعر بخوان» .پس برایش اشعاری خواندم.فرمود: اینطور نه، همان طور که (برای خودتان) شعر خوانی می کنید و همانگونه که نزد قبر حضرت سید الشهدا مرثیه می خوانی.بحار الانوار، ج 44، ص .287
حدیث هشتم
پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السلام
قال الصادق علیه السلام:
ما من احد قال فی الحسین شعرا فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنة و غفر له.
امام صادق علیه السلام به جعفر بن عفان فرمود: هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و او را می آمرزد.رجال شیخ طوسی، ص .289
حدیث نهم
سرودن برای اهل بیت علیه السلام
قال الصادق علیه السلام:
من قال فینا بیت شعر بنی الله له بیتا فی الجنة.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس در راه ما و برای ما یک بیت شعر بسراید، خداوند برای او خانه ای در بهشت، بنا می کند.وسائل الشیعه، ج 10، ص .467
حدیث دهم
اصحاب مدح و مرثیه
قال الصادق علیه السلام:
الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی لنا.
امام صادق علیه السلام فرمود: خدا را سپاس که در میان مردم، کسانی را قرار داد که به سوی ما می آیند و بر ما وارد می شوند و ما را مدح و مرثیه می گویند.وسائل الشیعه، ج 10، ص .469
حدیث یازدهم
شعر خوانی در ایام عزا
قال الرضا علیه السلام:
یا دعبل! احب ان تنشدنی شعرا فان هذه الایام حزن کانت علینا اهل البیت علیه السلام.
امام رضا علیه السلام به دعبل (شاعر اهل بیت) فرمود: ای دعبل! دوست دارم که برایم شعری بسرایی و بخوانی، چرا که این روزها (ایام عاشورا) روز اندوه و غمی است که بر ما خاندان رفته است.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .567
حدیث دوازدهم
مرثیه، نصرت اهل بیت علیه السلام
عن الرضا علیه السلام:
یا دعبل! ارث الحسین علیه السلام فانت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیا فلا تقصر عن نصرنا ما استطعت.
امام رضا علیه السلام فرمود: ای دعبل! برای حسین بن علی علیه السلام مرثیه بگو، تو تا زنده ای، یاور و ستایشگر مایی، پی تا می توانی، از یاری ما کوتاهی مکن.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .567
حدیث سیزدهم
شیعیان همراه و همدل
قال علی علیه السلام:
ان الله...اختار لنا شیعة ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا.
علی علیه السلام فرمود: خداوند برای ما، شیعیان و پیروانی برگزیده است که ما را یاری می کنند، با خوشحالی ما خوشحال می شوند و در اندوه و غم ما، محزون می گردند.غرر الحکم، ج 1، ص .235
حدیث چهاردهم
کشته اشک
قال الحسین علیه السلام:
انا قتیل العبرة لا یذکرنی مؤمن الا بکی.
حسین بن علی علیه السلام فرمود: من کشته اشکم.هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه (بخاطر مصیبتهایم) گریه می کند.بحار الانوار، ج 44، ص .279
حدیث پانزدهم
یک قطره اشک
قال الحسین علیه السلام:
من دمعت عیناه فینا قطرة بوأه الله عز و جل الجنة.
حسین بن علی علیه السلام فرمود: چشمان هر کس که در مصیبتهای ما قطره ای اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جای می دهد.احقاق الحق، ج 5، ص .523
حدیث شانزدهم
بهشت، پاداش عزاداری
قال علی بن الحسین السجاد علیه السلام:
ایما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین و من معه حتی یسیل علی خدیه بوأه الله فی الجنة غرفا .
امام سجاد علیه السلام فرمود: هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین بن علی علیه السلام و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جاری گردد، خداوند او را در غرفه های بهشتی جای می دهد.ینابیع الموده، ص .429
حدیث هفدهم
به یاد فرزندان فاطمه علیها السلام
قال السجاد علیه السلام:
انی لم اذکر مصرع بنی فاطمة الا خنقتنی لذلک عبرة.
امام سجاد علیه السلام فرمود: من هرگز شهادت فرزندان فاطمه علیها السلام را به یاد نیاوردم، مگر آنکه بخاطر آن، چشمانم اشکبار گشت.بحار الانوار، ج 46، ص .109
حدیث هیجدهم
سوگواری در خانه ها
قال الباقر علیه السلام:
ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فی البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام.
امام باقر علیه السلام نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستور عزاداری دادند و فرمودند: بر حسین علیه السلام ندبه و عزاداری و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزاداری بر پا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه السلام در خانه هایشان ملاقات کنند.کامل الزیارات، ص .175
حدیث نوزدهم
اشک علی علیه السلام در سوگ شهدای کربلا
قال الباقر علیه السلام:
مر علی بکربلا فی اثنین من اصحابه قال: فلما مر بها ترقرقت عیناه للبکاء ثم قال: هذا مناخ رکابهم و هذا ملقی رحالهم و هیهنا تهراق دماؤهم، طوبی لک من تربة علیک تهراق دماء الأحبة.
امام باقر علیه السلام فرمود: امیر المؤمنین علیه السلام با دو تن از یارانش از «کربلا» گذرکردند، حضرت، هنگام عبور از آنجا، چشمهایش اشک آلود شد، سپس فرمود: اینجا مرکبهایشان بر زمین می خوابد، اینجا محل بارافکندنشان است و اینجا خونهایشان ریخته می شود، خوشا به حال تو ای خاکی که خون دوستان بر روی تو ریخته می شود! بحار الانوار، ج 44، ص 258
حدیث بیستم
اشک، حجاب دوزخ
قال الباقر علیه السلام:
ما من رجل ذکرنا او ذکرنا عنده یخرج من عینیه ماء و لو مثل جناح البعوضة الا بنی الله له بیتا فی الجنة و جعل ذلک الدمع حجابا بینه و بین النار.
امام باقر علیه السلام پس از شنیدن سروده های «کمیت» درباره اهل بیت، گریست و سپس فرمود : هیچ کس نیست که ما را یاد کند، یا نزد او از ما یاد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه ای اشک آید، مگر آنکه خداوند برایش در بهشت، خانه ای بنا کند و آن اشک را حجاب میان او و آتش دوزخ قرار دهد.الغدیر، ج 2، ص .202
حدیث بیست و یکم
بیست سال گریه
قال الصادق علیه السلام:
بکی علی بن الحسین علیه السلام عشرین سنة و ما وضع بین یدیه طعام الا بکی.
امام صادق علیه السلام فرمود: امام زین العابدین علیه السلام بیست ساله (به یاد عاشورا) گریست و هرگز طعامی پیش روی او نمی گذاشتند مگر اینکه گریه می کرد.بحار الانوار، ج 46، ص .108
حدیث بیست و دوم
ادب سوگواری
قال الصادق علیه السلام:
لما مات ابراهیم بن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حملت عین رسول الله بالدموع ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: تدمع العین و یحزن القلب و لا نقول ما یسخط الرب و انا بک یا ابراهیم لمحزونون.
امام صادق علیه السلام فرمود: چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشک شد.سپس پیامبر فرمود: چشم، اشکبار می شود و دل غمگین می گردد، ولی چیزی نمی گوییم که خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو ای ابراهیم اندوهناکیم.بحار الانوار، ج 22، ص .157
حدیث بیست و سوم
چشمهای اشکبار
قال الصادق علیه السلام:
من ذکرنا عنده ففاضت عیناه حرم الله وجهه علی النار.
امام صادق علیه السلام فرمود: نزد هر کس که از ما (و مظلومیت ما) یاد شود و چشمانش پر از اشک گردد، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند.بحار الانوار، ج 44، ص .285
حدیث بیست و چهارم
احیاء خط اهل بیت علیهم السلام
قال الصادق علیه السلام:
تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا و احیوا امرنا.
امام صادق علیه السلام فرمود: به زیارت و دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امر ما را (کنایه از حکومت و رهبری) زنده کنید.بحار الانوار، ج 71، ص .352
حدیث بیست و پنجم
مجالس حسینی
قال الصادق علیه السلام للفضیل:
تجلسون و تحدثون؟ فقال: نعم، قال: ان تلک المجالس احبها فأحیوا امرنا، فرحم الله من احیی امرنا.
امام صادق علیه السلام از «فضیل» پرسید: آیا (دور هم) می نشینید و حدیث و سخن می گویید؟ گفت: آری فرمود: اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بدارید.خدای رحمت کند کسی را که امر و راه ما را احیا کند.وسائل الشیعه، ج 10، ص .392
حدیث بیست و ششم
اشکهای ارزشمند
قال الصادق علیه السلام:
..رحم الله دمعتک، اما انک من الذین یعدون من اهل الجزع لنا و الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، اما انک ستری عند موتک حضور آبائی لک...
امام صادق علیه السلام به «مسمع» که از سوگواران و گریه کنندگان بر عزای حسینی بود، فرمود: خدای، اشک تو را مورد رحمت قرار دهد.آگاه باش، تو از آنانی که از دلسوختگان ما به شمار می آیند، و از آنانی که با شادی ما شاد می شوند و با اندوه ما غمگین می گردند .آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهی بود.وسائل الشیعه، ج 10، ص .397
حدیث بیست و هفتم
دلهای سوخته
قال الصادق علیه السلام:
اللهم...و ارحم تلک الأعین التی جرت دموعها رحمة لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخة التی کانت لنا.
امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا می کرد و می فرمود: خدایا...آن دیدگان را که اشکهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده.بحار الانوار، ج 98، ص .8
حدیث بیست و هشتم
گریه بر مظلومیت شیعه
قال الصادق علیه السلام:
من دمعت عینه فینا دمعة لدم سفک لنا او حق لنا نقصناه او عرض انتهک لنا او لأحد من شیعتنا بوأه الله تعالی بها فی الجنة حقبا.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که چشمش در راه ما گریان شود، بخاطر خونی که از ما ریخته شده است، یا حقی که از ما گرفته اند، یا آبرویی که از ما یا یکی از شیعیان ما برده وهتک حرمت کرده اند، خدای متعال به همین سبب، او را در بهشت جاودان، برای ابد جای می دهد.امالی شیخ مفید، ص .175
حدیث بیست و نهم
ثواب بی حساب
قال الصادق علیه السلام:
لکل شیی ء ثواب الا الدمعة فینا.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر چیزی پاداش و مزدی دارد، مگر اشکی که برای ما ریخته شود (که چیزی با آن برابری نمی کند و مزد بی اندازه دارد). جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .548
حدیث سی ام
کوثر و اشک
قال الصادق علیه السلام:
ما من عین بکت لنا الا نعمت بالنظر الی الکوثر و سقیت منه.
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ چشمی نیست که برای ما بگرید، مگر اینکه برخوردار از نعمت نگاه به «کوثر» می شود و از آن سیرابش می کنند.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .554
حدیث سی و یکم
گریه آسمان
عن الصادق علیه السلام:
یا زرارة! ان السماء بکت علی الحسین اربعین صباحا.
امام صادق علیه السلام فرمود: ای زراره! آسمان چهل روز، در سوگ حسین بن علی علیه السلام گریه کرد.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .552
حدیث سی و دوم
گریه و اندوه مطلوب
قال الصادق علیه السلام:
کل الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین علیه السلام.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر نالیدن و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام.بحار الانوار، ج 45، ص .313
حدیث سی و سوم
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و گریه بر شهید
قال الصادق علیه السلام:
ان النبی لما جائته وفاة جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثة کان اذا دخل بیته کثر بکائه علیهما جدا و یقول: کانا یحدثانی و یؤانسانی فذهبا جمیعا.
امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خبر شهادت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه به پیامبر خدا رسید، از آن پس هر گاه وارد خانه می شد، بر آن دو شهید بشدت می گریست و می فرمود : آن دو شهید، با من هم سخن و همدم و انیس بودند، و هر دو رفتند! ...من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 177
حدیث سی و چهارم
نفسهای تسبیح
قال الصادق علیه السلام:
نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عبادة و کتمان سرنا جهاد فی سبیل الله.ثم قال ابو عبد الله علیه السلام: یجب ان یکتب هذا الحدیث بالذهب.
امام صادق علیه السلام فرمود: نفس کسی که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.سپس امام صادق علیه السلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت! امالی شیخ مفید، ص .338
حدیث سی و پنجم
فرشتگان سوگوار
قال الصادق علیه السلام:
اربعة الاف ملک عند قبر الحسین علیه السلام شعث غبر یبکونه الی یوم القیامة.
امام صادق علیه السلام فرمود: چهار هزار فرشته نزد قبر سید الشهدا علیه السلام ژولیده و غبار آلود، تا روز قیامت بر آن حضرت می گریند.کامل الزیارات، ص .119
حدیث سی و ششم
گریه بر حسین علیه السلام
قال الرضا علیه السلام:
یا ابن شبیب! ان کنت باکیا لشی ء فابک للحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام فانه ذبح کما یذبح الکبش.
امام رضا علیه السلام به «ریان بن شبیب» فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر چیزی گریه می کنی، بر حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کن، چرا که او را مانند گوسفند سر بریدند .بحار الانوار، ج 44، ص 286
حدیث سی و هفتم
مجالسی به یاد ائمه علیهم السلام
قال الرضا علیه السلام:
من جلس مجلسا یحیی فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب.
امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس در مجلسی بنشیند که در آن، امر (و خط و مرام ما) احیا می شود، دلش در روزی که دلها می میرند، نمی میرد.بحار الانوار، ج 44، ص .278
حدیث سی و هشتم
آثار گریستن بر حسین علیه السلام
قال الرضا علیه السلام:
فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام.
امام رضا علیه السلام فرمود: گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السلام گریه کنند، چرا که گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو می ریزد.بحار الانوار، ج 44، ص .284
حدیث سی و نهم
اشک و آمرزش گناه
قال الرضا علیه السلام:
یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.
امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.امالی صدوق، ص .112
حدیث چهلم
همدلی با عترت
قال الرضا علیه السلام: ان سرک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا.
امام رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: اگر تو را خوشحال می کند که در درجات والای بهشت با ما باشی، پس در اندوه ما غمگین باش و در شادی ما خوشحال باش.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص 549
حیدر همه دین من و دین همه حیدر




قال رسول اللَّه (ص): «... فتكون اوّل من يلحقنى من اهل بيتى فتقدم علىّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة ».
(فاطمه) اولين كسى از اهلبيتم مىباشد كه به من ملحق مىگردد، پس بر من وارد مىشود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول...
فرائد السمطين ج 2، ص 34
برای مطالعه واقعیه شهادت حضرت زهرا به ادامه مطلب رجوع بفرمایید
محمد، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود همه مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در غدیر خم جمع کرد و شیعیان معتقدند که او در آنجا علی بن ابیطالب را بهعنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانب الله معرفی کرد. عبارت معروف «هر آنکس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیر میباشد. گرچه در تفسیر حدیث غدیر خم در بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. اهل سنت تنها اظهار نزدیکی پیامبر به علی و دوستی با او رامیدانند و اظهار خواسته اش که علی به عنوان پسر عمو و فرزند خوانده اش جانشین او در مسئولیتهای خانوادگی اش پس از مرگ شود.
این واقعه و حدیث غدیر در کتاب های شیعه و بسیاری کتاب های اهل سنت نقل شده است. اولین منبع تاریخی که به این کتاب اشاره می کند یعقوبی مورخ شیعه در نیمه دوم قرن سوم هجری است و اولین آثار ادبی قابل تاریخ گذاری، مجموعه اشعاری از نویسندگان شیعه در قرن دوم هجری است. از حدود قرن دوم هجری واقعه غدیر خم بعنوان دلیل نویسندگان شیعه برای اثبات برحقی علی بر جانشینی محمد آمده است.[۱] [۲]
محتویات[نهفتن] |
«غدیر خم» نام ناحیهای در میان مکه و مدینه است که بر سر راه حاجیان قرار دارد و به خاطر وجود برکهای در این محل که در آن آب باران جمع میشدهاست، به این نام شهرت یافتهاست. غدیر در ۳-۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانهاست. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا میشود. غدیر خم بهسبب وجود آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان بود؛ اما گرمایی طاقتفرسا داشت.∗
بنوشته سید حسین نصر هنگامی که محمد از آخرین حج خود در سال ۶۳۲ میلادی باز میگشت. خطابهای در مورد علی ایراد نمود که توسط شیعه و سنی بسیار متفاوت تفسیر شدهاست. مطابق با روایت هر دو گروه محمد گفت که علی وارثش و برادرش و کسی است که هر کس پیامبر را به عنوان مولایش (رهبر یا دوست قابل اعتماد) بپذیرد(کلمه مولا مرتبط است با ولایت(با کسر واو) یا وَلایت (با فتح واو) که حکومت، شروع مبادرت، غلبه معنوی و قدرت معنی میدهد). شیعیان این اظهارات را به معنی تعیین علی به جانشینی پیامبر و اولین امام میدانند. اهل سنت تنها اظهار نزدیکی پیامبر به علی میدانند و اظهار خواستهاش که علی به عنوان پسرعمو و فرزند خواندهاش جانشین او در مسئولیتهای خانوادگیش پس از مرگ شود.[۳] بنظر میرسد که اولین تاریخنگاری که واقعه غدیر خم را ثبت کردهاست تاریخ نگار شیعه؛ یعقوبی در نیمه دوم قرن سوم هجری بودهاست.[۱]
بگفته احمد کاظمی موسوی، استاد حقوق اسلامی، بسیاری از منابع اهل سنت واقعه غدیر خم را نقل کردهاند اما قائل به این موضوع نیستند که غدیر دلالت بر تعیین علی به عنوان جانشین سیاسی پیامبر مسلمانان داشتهاست. مجموعهٔ جامعی از نقل قولها و احادیث در مورد غدیر خم در سه کتاب اهل سنت وجود دارد. این سه اثر عبارتند از کتاب مُسند احمد بن حنبل، تاریخ مدینات دمشق ابن عساکر، و کتاب البدایة و النهایة ابن کثیر.[۲]
نکته جالب در مورد غدیر خم این است که در خطبهٔ منسوب به علی در نهجالبلاغه که او در مورد برحقی خود به عنوان جانشینی محمد ایراد نمودهاست، اشارهای به این واقعه نیست. با این وجود از حدود قرن دوم هجری این واقعه از دلایل اصلی عنوان شده توسط شیعه برای برحقی علی بر جانشینی محمد محسوب میشدهاست. اولین نمونه از اینگونه آثار ادبی که میتوان تاریخی برای آن تعیین کرد هاشمیات کمیت بن زیاد اسدی مربوط به قرن دوم هجری/هشتم میلادی و کتاب سلیم بن قیس مربوط به قرن دوم هجری/هشتم میلادی است.[۲]
|
زندگی میراث دیگر موضوعات |
از آغاز ذیالقعده سال دهم هجری که آخرین سال زندگانی پیامبر بود، به همه مناطق مسلماننشین و ایلها و قبیلههای مسلمان عربستان خبر داد که وی در این ماه به مکه معظمه خواهد رفت و حج بهجای خواهد آورد و بدینترتیب بزرگترین اجتماع مسلمانان شکل گرفت، که به حجةالوداع معروف است.∗
با پایان حج محمد به سرعت دستور حرکت جهت اجتماع در غدیر خم را دادند. حتی ۱۲۰۰۰ از اهل یمن - که برای رفتن به وطن خود باید راه دیگری را میرفتند - به دستور او با کاروان مسلمانان همراه شدند.∗
در میان راه مکه و مدینه در غدیر خم، آیه قرآن فروفرستاده شد:
«ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده [به مردم] برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرساندهای و خداوند از مردم نگاهت خواهد داشت.∗∗»
در پی نزول این آیه، پیامبر دستور داد همه کاروانیان در آن محل گرد هم آیند، و در همانجا پیامبر خطابهٔ طولانی غدیر را ایراد کرد.
برخی بخشهای این سخنرانی- که به گفته شیعیان در معرفی مقام علی است - چنین است:[منبع تاریخی این خطبه کدامست؟]
ای مردم! بدانید که خداوند علی را ولی و امام شما قرار داده و اطاعت او را بر مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کنند، و بر شهری و روستایی و عجم و عرب و آزاد و مملوک و بزرگ و کوچک و سفید و سیاه واجب کردهاست. آگاه باشید که «امیر المؤمنین» غیر از این برادرم کسی نیست و پیشوایی مؤمنان پس از من بر کسی جز او روا نخواهد بود. او جانشین من در امتم و پیشوای کسانی است که به من ایمان آوردهاند و نیز جانشین من در تفسیر کتاب خدا است. خداوند دین شما را به واسطه امامت او کامل گردانید. به دستورات او گوش فرا دهید تا در سلامت بمانید و از او پیروی کنید تا هدایت شوید. ای مردم! من «صراط مستقیم»ام، که خداوند شما را به پیروی آن امر فرمودهاست. آنگاه پس از من، علی و پس از او، فرزندانم از نسل او. من [از جانب خداوند] دستور یافتهام که از شما درباره آنچه که از سوی خداوند درباره علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او آوردم، بیعت بگیرم و دست شما را بفشارم. خداوند به من دستور داده که از زبانهای شما در مورد آنچه بیان نمودم - راجع به علی امیر المؤمنین و امامانی که پس از او میآیند و از من و از اویند، اقرار زبانی بگیرم و چنان که خبرتان دادم، نسل من از صلب علی است. همگی بگویید: شنیدیم و اطاعت میکنیم و خرسندانه - در مقابل آن چه از سوی پروردگار ما و خویش دربارهٔ امامت علی امیرالمؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا میآیند، به ما رساندی - سر تسلیم فرود میآوریم. بر این باور زندهایم و با آن میمیریم و با آن [در قیامت] محشور میشویم. تغییر نمیدهیم و تبدیل و انکار نمیکنیم، تردید به دل راه نمیدهیم و از این باور برنمیگردیم و پیمان نمیشکنیم.
پس از پایان خطابه، این آیه بر پیامبر فرو فرستاده شد:
امروز کافران از دین شما ناامید شدند. پس از آنان نهراسید و از من (پروردگار) بترسید. امروز دینتان را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام داشتم و اسلام را بهعنوان دینتان پسندیدم.∗∗
مراسم بیعت مسلمانان با پیامبر و علی سه روز طول کشید و حتی بانوان با قراردادن دست خود در ظرف بزرگ آبی که در سوی دیگر آن در درون خیمه، دست علی قرار داشت، بیعت خود را اعلام میکردند.
در دیدگاه شیعه، منافقین که گروه قابلتوجهی را تشکیل میدادند، در ماجرای غدیر و به اراده الهی، نتوانستند نیات خود را آشکار و عملی کنند؛ اما در میان جمعیت شبههافکنیهایی نسبت به اقدام پیامبر انجام میدادند و شخصی به نام «حارث فهری» را تحریک کردند تا نزد رسول بیاید و برخلاف همه تصریحات حضرت در ضمن خطبه، سؤال کند که آیا آن چه درباره علی بن ابی طالب گفتی از جانب پروردگار بود یا از جانب خود؟ پیامبر در پاسخ فرمودند: «خداوند به من وحی کردهاست و واسطه میان من و خدا جبرئیل است و من اعلامکننده پیام خدا هستم و بدون اجازهٔ پروردگارم، خبری را اعلام نمیکنم.»[نیازمند منبع]
این حدیث در نزد منابع اهلسنّت نیز مشهور و متواتر است و در ذیل به برخی از این احادیث اشاره میگردد[۴]:
1.أن النبي عليه السلام قال يوم غدير خم إني تارك فيكم ثقلين أولهما كتاب الله فيه الهدى والنور فخذوا بكتاب الله واستمسكوا به فحث على كتاب الله ثم قال أذكركم الله في أهل بيتي ثلاثا[۵]
2.قال علي في الرحبة أنشد بالله رجلا سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم غدير خم يقول إن الله ولي المؤمنين ومن كنت وليه فهذا وليه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره [۶]
3.عن حبشی بن جنادة:سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره وأعن من أعانه[۷]
4.عن زیاد بن أبی زیاد:سمعت علي بن أبي طالب رضي الله عنه ينشد الناس فقال : أنشد الله رجلا مسلما سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم ما قال فقام اثنا عشر بدرياً فشهدوا[۸]
مسجدی با گستردگی ۵۰ مترمربع در منطقه غدیر خم که در دو دهه اخیر بازسازی شد، در شهریور ۱۳۸۶ پیروان فرقه وهابیت در اقدامی شبانه آن را ویرانه کردند.[۹]
متن زیر قسمتهایی از سخنان یکی از مسئولان دولتی است .
|
الکشف و البیان ج۸ ص۳۱۰
أخبرنا الحسين بن محمد بن فنجويه الثقفي العدل، حدثنا برهان بن علي الصوفي، حدثنا محمّد بن عبد اللّه بن سليمان الحضرمي، حدثنا حرب بن الحسن الطحان، حدثنا حسين الأشقر، عن قيس، عن الأعمش، عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس، قال: لما نزلت قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى قالوا: يا رسول اللّه من قرابتك هؤلاء الّذين وجبت علينا مودّتهم؟ قال: «علي و فاطمة و أبناءهما |
|
تفسير ابن عربي، ج2، ص: 231
روي أنها لما نزلت قيل: يا رسول اللّه! من قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودّتهم؟ قال: «عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين و أبناؤهما»
|
|
كشف الأسرار و عدة الأبرار، ج9، ص: 22
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ، ابن عباس گفت: اين آيه بمدينه فرو آمد، و سبب نزول آن بود كه، چون رسول خدا (ص) هجرت كرد بمدينه، انصار آمدند و گفتند: انك ابن اختنا و قد هدانا اللَّه على يديك و تنوبك نوائب و حقوق و ليس لك عندها سعة، فرأينا ان نجمع لك من اموالنا شطرا فنأتيك به و تستعين على ما ينوبك . انصار گفتند يا رسول اللَّه تو خواهرزاده مايى و رب العالمين بوسيلت رسالت و نبوت تو، ما را هدايت داد و بمكان تو ما باسلام گرامى و عزيز گشتيم و حق تو بر ما واجب گشت و دانيم كه ترا دستگاهى نيست و مالى ندارى كه حقها بدان بگذارى و آفتها بدان دفع كنى. اگر صواب بينى، تا ما شطرى از مال خويش جدا كنيم و بر تو آريم و بعضى شغلهاى تو كفايت كنيم . رب العالمين در شأن و جواب ايشان، اين آيت فرستاد: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً، بگو اى محمد نمىخواهم از شما بر اين پيغام رسانيدن هيچ مزدى و لم يسئل نبى على البلاغ اجرا قط، و هرگز هيچ پيغامبر بر تبليغ رسالت هيچ مزد، نخواست، همانست كه آنجا گفت: قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ . و در سورة الشعراء حكايت از جماعتى پيغامبران كرد كه گفتند: وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ. آن گه گفت إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى. اين استثناء منقطع است و متصل نيست و مودت از سخن اول مستثنى نيست و معنى آنست كه لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً لكن ودّونى فى القربى. كشف الأسرار و عدة الأبرار، ج9، ص: 23 اكنون معنى اين سخن بر سه وجه گفتهاند: يكى آنست كه: آمركم ان تودوا اقاربى و اهل بيتى، مزد نميخواهم، لكن شما را ميفرمايم كه خويشان مرا و اهل بيت مرا دوست داريد. ابن عباس گفت: آن روز كه اين آيت فرو آمد گفتند يا رسول اللَّه من قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم. قال على (ع) و فاطمه و ابناهما و فيهم نزل: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ. و عن على ابن ابى طالب قال: شكوت الى رسول اللَّه (ص) حسد الناس لى، فقال اما ترضى ان تكون رابع اربعة اول من يدخل الجنة انا و انت و الحسن و الحسين (ع) و ازواجنا عن ايماننا و شمائلنا و ذريتنا خلف ازواجنا و شيعتنا من ورائنا
|
|
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج2، ص۱۸۹
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى حدثني القاضي أبو بكر الحيري أخبرنا أبو العباس الصبغي حدثنا الحسن بن علي بن زياد السري حدثنا يحيى بن عبد الحميد الحماني حدثنا حسين الأشقر، [قال:] حدثنا قيس، عن الأعمش، عن سعيد بن جبير عن ابن عباس قال لما نزلت قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى قالوا: يا رسول الله من هؤلاء الذين أمرنا الله بمودتهم قال: علي و فاطمة و ولدهما |
امکانات، قابلیتها و محتوا:
- بخش ویژه رهنمودهای رهبری درباره صحیفه سجادیه
- کتابخانه تخصصی و بخش اشعار مرتبط با صحیفه سجادیه
- قرائت کامل ادعیه صحیفه سجادیه (متن عربی و ترجمه فارسی)
- ترجمه و شرح کامل ادعیه صحیفه سجادیه
- قابلیت تنظیم اندازه، رنگ متن و اعراب متون و فراز جاری ادعیه
- نمایش متن و ترجمه به روش بلاکی
- فهرست مفصل موضوعی و لغوی ادعیه صحیفه سجادیه
- امکان جستجو در متن هر دعا، ترجمه و تفسیر
- نمایش تاریخ و مناسبت های رسمی و مذهبی
- قابلیت ارسال متن و ترجمه و تفسیر
- ثبت علاقمندیها و فهرست دلخواه
به دلیل حجم بالای نرم افزار صوتی جاوا (حدود ۷۵ مگابایت) و با توجه به بروز مشکلات و عدم اجرای نرم افزاردر گوشی های جاوا، نسخه بدون صوت برای جاوا قرار داده شد.
نسخه جاوا / Jar
- دریافت فایل (لینک مستقیم)
حجم: ۸٫۱۳ مگابایت
بها: یک صلوات
نسخه آندروید / apk
- دریافت فایل (لینک مستقیم)
حجم: ۷۵٫۷۵ مگابایت
- مقدمه مولف و مترجم
- فلسطین
- تورات و عهد عتیق
- تلمود
- ماسونیسم
- پروتکل ها
- نفوذ و سیطره یهود
- توطئه ها
- جنایتها
- یهود چه مى کند؟
- در مقابل این جنایت چه باید کرد؟
نسخه جاوا / Java
- دریافت فایل (لینک مستقیم)
حجم: ۳۷۲ کیلوبایت
قیمت : یک صلوات
نسخه آندروید / Android
- دریافت فایل (لینک مستقیم)
حجم: ۴۱۸ کیلوبایت
منبع : شیعه مدیا
یادت بخیر اصغر بی نماز
آره داشم
وقتی واسه مردم نماز نخوندی
واسه اوس کریم خوندی
مردم چو میندازن...یارو اصغر بی نمازه!!
مناجات لوطی:
آخدا
سلام
..منم...اکبر ناشاقول
قداره بند پامنار
....کم آوردم
هر غلطی کردم...هی نیگام کردی...و لاپوشونی
اخه ما...لوطی ایم
تو مراممون نامردی نیس
...حالا که اینقذه مردی ...آخدا
به چرخ تا بچرخیم
وقتی طیب خان اعدام شد
...سر خاکش...آخرین کسی که نشس
دشمن قدیم اش مصطفی دیوونه بود...
مث ابر باهار اشک میریخت
وسط گریه اش گفت:
منو تو سالها باهم دشمن بودیم
اما تو این دوره زمونه یه مرد پیدا نشد مارو آشتی بده...!!!!

سرخوش زسبوي غم پنهاني خويشم
چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم
در بزم وصال تو نگويم زكم و بيش
چون آينه خو كرده به حيراني خويشم
لب باز نكردم به خروشي و فغاني
من محرم راز دل طوفاني خويشم
يك چند پشيمان شدم از رندي و مستي
عمريست پشيمان زپشيماني خويشم
از شوق شكرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان زگران جاني خويشم
بشكستهتر ازخويش نديدم به همه عمر
افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم
هر چند امين، بسته دنيا نيم اما
دلبسته ياران خراساني خويشم
|
| الغدير جلد ۱ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۲ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۳ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۴ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۵ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۶ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۷ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۸ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۹ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۱۰ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۱۱ | علامه امينى (ره) |
| الغدير جلد ۱۶ | علامه امينى (ره) |
مصطفی گفت: من فردا شهید می شوم. خیال کردم شوخی می کند. گفتم: مگر شهادت دست شماست؟ گفت: نه، من از خدا خواستم و می دانم خدا به خواست من جواب می دهد؛ ولی من می خواهم شما رضایت بدهید. من فردا از اینجا می روم، می خواهم با رضایت کامل تو باشد. و آخر رضایتم را گرفت.
من، نمی دانستم چه طور شد که رضایت دادم.
صبح که مصطفی خواست برود، من مثل همیشه لباس و اسلحه اش را آماده کردم و برای راه، آب سرد به دستش دادم. مصطفی رفت، من برگشتم داخل. کلید برق را که زدم، چراغ اتاق روشن و خاموش شد انگار سوخت. من فکر کردم یعنی امروز دیگر مصطفی شهید می شود؟
... مصطفی هرگز شوخی نمی کرد. یقین کردم که مصطفی امروز برود، دیگر بر نمی گردد.
دویدم کلت کوچکم را برداشتم. نیم این بود که مصطفی را بزنم، بزنم به پایش تا نرود. اما دیگر مصطفی رفته بود و من نمی دانستم چکار کنم.
نزدیک ظهر، تلفن زنگ زد و گفتند: دکتر زخمی شده. بعد بچه ها آمدند که ما را به بیمارستان ببرند. من بیمارستان را می شناختم، آنجا کار می کردم. وارد حیاط که شدیم من به سمت سردخانه رفتم می دانستم مصطفی شهید شده و یادم هست آن لحظه که جسدش را دیدم گفتم: « اللهم تقبل منا هذاالقربان» وقتی دیدم مصطفی در سردخانه خوابیده و آرامش کامل داشت، احساس کردم که پس از آن همه سختی، دارد استراحت می کند.
تلخیص از کتاب: چمران به روایت همسر شهید، ص 47
نرم افراز محاسبه نفس
سلام به شما دوستان عزیز
به حساب خود برسید قبل از اینکه به حسابتان برسند
حضرت محمد (ص)
همون طور که میدونید محاسبه خوبی ها و بدی ها در پایان هرروز یکی از مهمترین کار هاییه که ما میتونیم برای جلوگیری از گناه و انجام خوبی ها انجام بدیم و همچنین اینکارو شهدا هم انجام میدادند
هدف از طراحی این نرم افزار ثبت خوبی ها و بدی هایی که کاربر در در هر روز انجام داده ، جهت محاسبه نفس و ارزیابی رفتار خود می باشد . به کمک این نرم افزار کاربر قادر است تا ویژگی های و خصوصیات رفتاری دلخواه خود ( فضایل و رذایل اخلاقی ) را در نرم افزار مشخص نماید و در هر روز به آن ویژگی و رفتار خود نمره دهد و یا تعداد تکرار آن رفتار را مشخص نماید تا از این طریق خود را به انجام خوبی ها عادت دهد و از بدی ها دور نماید و در هر روز از نفس خود حساب کشی کند . همچنین امکان مقایسه بصورت روزانه و هفتگی و ماهانه رفتار خود و پیشرفت و یا پسرفت خصوصیات اخلاقی فراهم می گردد . همچنین بعضی از دیون مثل حق الله و حق الناس را میتوان در نرم افزار ثبت نمود که در زمان مناسب ادای دین آن را به جا آورد بطور مثال با ثبت ویژگی "قضا شدن نماز" در تاریخ و زمان مشخص می تواند در زمان مناسب ادای دین نماید و یا ویژگی "ضایع کردن حق الناس" را در صورت مرتکب شدن ، با ثبت آن و توضیحات لازم می تواند در زمان مناسب جبران نماید.

